تبلیغات
جزیره

جزیره
این وبلاگ تا اطلاع ثانوی تعطیل است.. 
قالب وبلاگ
با تشكر از كلیه عزیزانی كه تا الان من را همراهی كردند به اطلاع می رسانم كه وبلاگ جزیره ازامروز فعالیت خودش را  در رز بلاگ به آدرس زیر شروع می نماید واین وبلاگ از امروز تعطیل می باشد
منتظر حضور سبزتان هستم
آدرس جدید:http://jazireh2012.blogsky.com/

/

[ 1391/06/31 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

میگم که کاشکی شاه بودم
شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدم ها بودم
تو پشت بوم خانه ها
حموم و گل میکاشتم
خونه فقیر و دارا
ناودون طلا میزاشتم
میگم که کاشکی شاه بودم شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم

میگفتم هر کی داره کبوتر و قناری
رها کنه به عشق روزهای بیقراری
فقیرها را پول میدادم
زندونی ها را آزاد
هرچی کویر خشکه خوم میکردم آباد

هرکس به دین و کیش خود
سرگرم قوم و خویش تو
هر کس با اعتقادش
منطق و عدل و دادش

یه گلخونه
یه میخونه
سر تموم گذرها
واسه ی تموم عاشق ها
واسه ی همه رهگذرها

میگم که کاشکی شاه بودم
شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم

یه مدرسه میساختم به قد هفت تا دریا
که از تموم دنیا فقط بیان تماشا
هرکی عروسی میکرد
هفت تا شتر جهازش
مال و منال و ثروت تا حد بی نیازش

میگم که کاشکی شاه بودم
شاه تو قصه ها بودم
به فکر چاره ای واسه تموم آدما بودم

منبعhttp://tolooe-binazm.blogfa.com

[ 1391/06/27 ] [ 10:16 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
طنز/رئیس ها نخوانند !

تفاوت های من و رئیسم

این یک طنز است باور کنید.

قابل توجه کلیه مدیران,رئیسان و مسئولان خوش اخلاق,مهربان,وظیفه شناس و در یک کلام انسان. این مطالب هیچ ربطی به شما ندارد. لطفا پنجره را ببندید.بقیه بخوانند!


وقتی من یك كاری را دیر تمام می‌كنم، من كند هستم.
وقتی رئیسم كار را طول دهد، او دقیق و كامل است.

 

 

وقتی من كاری را انجام ندهم، من تنبل هستم.
وقتی رئیسم كاری را انجام ندهد، او مشغول است.

 

استخدام های مهم روز:

===================

 

 

 


وقتی كاری را بدون اینكه از من خواسته شود انجام دهم، من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم.
وقتی رئیسم این كار را كند، او ابتكار عمل به خرج داده است


وقتی من سعی در جلب رضایت رئیسم داشته باشم، من چاپلوسم.
وقتی رئیسم، رئیسش را راضی نگاه دارد، او همكاری می‌كند.

وقتی من اشتباهی كنم، من نادان هستم.
وقتی رئیسم اشتباه كند، او مانند دیگران یك انسان است.

 

وقتی من در محل كارم نباشم، من در گشت‌زدن هستم.
وقتی رئیسم در دفترش نباشد، او مشغول انجام امور سازمان است.

 


وقتی یك روز مرخصی استعلاجی داشته باشم، من همیشه مریض هستم.
وقتی رئیسم در مرخصی استعلاجی باشد، او حتماً خیلی بیمار است.

 

وقتی من مرخصی بخواهم، باید یك جلسه دلیل و توجیه بیاورم.
وقتی رئیسم به مرخصی برود، باید می‌رفت چون خیلی كار كرده است.

 

وقتی من كار خوبی انجام می‌دهم، رئیسم هرگز به خاطر نمی‌آورد.
وقتی من كار اشتباهی انجام دهم، رئیسم هرگز فراموش نمی‌كند.

منبع:

http://banki.ir/akhbar


[ 1391/06/27 ] [ 09:44 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
امروز ازدواج در کشور ما، دچار تغییراتی شده است. هدف ابتدایی از ازدواج، تحت الشعاع اهداف فرعی و حاشیه ای آن قرار گرفته و کم رنگ تر شده است. پس وقتی می پرسیم ازدواج، خوب است یا نه، درواقع به ازدواج های امروزی و عواملی که باعث ایجاد چنین سوال و تردیدی در جوانان شده توجه داریم؛ نه به ذات و ماهیت چنین اتفاقی.

اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟

ازدواج طبیعت خلقت است

ازدواج از همان روز نخست آفرینش جهان هستی جزء قوانین آفرینش بود. آدم و حوا اگر باهم ازدواج نمی کردند الان انسانی روی زمین وجود نداشت. نه فقط انسان، بلکه قانون زوجیت برای همه موجودات جهان از گیاهان و جانوران گرفته تا مولکول ها و اتم ها وجود دارد و انسان هم برای این که به کامیابی حقیقی برسد باید خودر ا با قوانین هستی هماهنگ کند.

 

ازدواج خوشبختمان می کند!

در یک مطالعه اخیر که در 17 کشور پیشرفته دنیا انجام شد مشخص شد که «افراد متاهل بسیار خوشبخت تر از مجردها هستند». مارتین سلیگمن، روان شناس برجسته دانشگاه پنسیلوانیا می گوید: «ازدواج بیشتر از هر پیوند دیگری بین انسان ها، در خوشبختی آنها نقش دارد.» او معتقد است که ازدواج است که به زندگی افرد معنا می دهد و می گوید خوشبخت ترین افراد دنیا از میان افرادی هستند که ازدواج کرده اند. طبق شواهد موجود و نظر کارشناسان، دو عاملی که بیشترین نقش را در خوشبختی تمام انسان های کره زمین ایفا می کنند عبارتند از: 1 – ایمان به خدا و 2 – ازدواج.

 

ازدواج به ما آرامش می دهد

وقتی ازدواج می کنیم رابطه مان را با کسی که به او عشق می ورزیم دایمی و همیشگی می کنیم و همین می تواند ما را از استرس ها و تنش های یک رابطه عاشقانه نجات دهد. با ازدواج رابطه ما از آن چه که هست استوارتر می شود و دیگر این نگرانی را نداریم که ممکن است او را از دست بدهیم.

یک علت این آرامش عشق است. نیروی عشق آرامشی بی نظیر به ما می دهد که در کمتر جایی می توانیم آن را پیدا کنیم. این نکته را خداوند هم در قرآن مجید نقل به مضمون فرموده است: «برای شما همسرانی از جنس خودتان آفریدیم تا به واسطه آنها به آرامش برسید و بین شما محبت و دوستی برقرار کردیم.»

 

ازدواج کنید تا سالم بمانید

همچنین یک بررسی دیگر نشان داد رابطه خوب با همسر سیستم دفاعی بدن را به میزان قابل توجهی تقویت می کند و این که حتی زخم های افرادی که رابطه خوبی با همسرشان دارند زودتر خوب می شود! نقش ازدواج در سلامتی روان هم به همین میزان ثابت شده است. نتایج یکی از این مطالعات بسیار جالب توجه بود: افراد متاهل کمتری درصد افراد بستری شده در بیمارستان های روانی را تشکیل می دهند (بیشترین تعداد، مربوط به کسانی بود که در رابطه شکست خورده و از همسر خود جدا شده بودند). ازدواج سالم می تواند شما را از گرفتاری به بسیاری از ناراحتی های روانی ازجمله افسردگی نجات دهد.

مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید، ... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است.» (32، نور)

ازدواج وضعمان را خوب می کند!

متوسط درآمد سالانه متاهل ها بیشتر از مجردهاست. بعضی از تحقیقات نشان می دهد که مردان متاهل حتی تا سه برابر بیشتر از همتایان مجردشان درآمد دارند. یکی از مطالعات جالب توجه که در سال 2004 در نشریه دیدگاه های روان شناسی به چاپ رسید حاکی از این بود که احتمال صاحب خانه بودن متاهل ها 7 برابر بیشتر از مجردهاست و متاهل ها 80 درصد بیشتر از مجردها دارای ثروت و سرمایه و پس انداز هستند. ازدواج کردن یعنی شریک شدن زندگی با شخصی دیگر و این شراکت نه فقط از نظر روانی و عاطفی بلکه از نظر اقتصادی هم اتفاق می افتد؛ وقتی زندگیمان را با کسی شریک می شویم یعنی هزینه هایمان، تلاش هایمان و سرمایه هایمان را هم با اهم شریک می شویم.

اما مهم تر از مقرون به صرفه بودن، قولی است که خداوند در این باره به ما داده است: «مردان و زنان مجرد خود را همسر دهید، ... اگر فقیر و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بی نیاز می کند. خداوند گشایشگر و آگاه است.» (32، نور)

 

عشق واقعی را در ازدوج تجربه می کنیم

در یک مطالعه که در سال 2000 توسط کونتز در ایالات متحده منتشر شد بیان شد که مهم ترین چیزی که مردم از ازدواج انتظار دارند عشق ورزیدن و مورد عشق واقع شدن است. در مطالعه ای دیگر وقتی از افراد مجرد خواستند که بگویند با ازدواج نکردن چه چیزی را از دست خواهند داد، 45 درصد مردان و سه چهارم زنان اعلام کردند «عشق و دوستی». زندگی بدون عشق برای اکثر ما معنایی ندارد.

ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دو برابر می کند

ازدواج به زندگی ما معنای بیشتری می دهد

مارک تواین می گوید: «ازدواج دو خط شکسته را یکی می کند، به دو زندگی بی هدف، کار می بخشد و نیروی هرکدام را برای انجام آن کار دوبرابر می کند. به دو سرشت جست و جوگر دلیلی برای زندگی کردن می دهد و چیزی که به خاطر آن زندگی کنند.»

ازدواج باعث می شود هدفمندتر زندگی کنیم. اگر پیش از ازدواج هنوز بچه مامان و بابا بودیم، حالا دیگر همسر کسی هستیم و به زودی هم ممکن است پدر یا مادر کسی شویم و این یعنی زندگی ما بیشتر از آن ارزش دارد که بخواهیم سرسری آن را بگذرانیم. بعد از ازدواج دیگر مال خودمان نیستیم بلکه مال همسر و فرزندانمان هم هستیم. به خاطر همین باید بیشتر به فکر زندگیمان باشیم. مسوولیتی که ازدواج برای فرد همراه دارد باعث می شود زودتر خودش را جمع و جور کند و آینده نگری بیشتری داشته باشد.

 

پیمودن مسیر زندگی با ازدواج لذت بخش تر می شود

اگر بخواهید سینما یا پارک بروید با دوست مورد علاقه تان بیشتر به شما خوش می گذرد یا تنهایی؟ اگر بخواهید مسافتی طولانی را برای انجام کاری بپیمایید چطور؟ یا وقتی می خواهید به مسافرت تفریحی بروید؟

اگر انسان سالمی باشید قطعا در هر سه مورد همراهی دوست تان را به تنهایی ترجیح می دهید. در مورد زندگی هم همین طور است. وقتی با کسی که به او علاقه دراید باشید سفر زندگی برایتان لذت بخش تر می شود. در سختی ها به هم کمک می کنید و در خوشی ها هم شادیتان را با هم شریک می شوید.

 

ازدواج برایمان اعتبار می آفریند

قبول کنیم یا نه، متاهل ها در جامعه اعتبار بیشتری دارند. در محل کار آنها را بیشتر تحویل می گیریند و در میان دوستان و آشنایان نیز افراد متاهل بیشتر از مجردها مورد اطمینان و احترام اطرافیان هستند. علاوه بر این، متاهل ها از مزایای بیشتری هم برخوردارند.

اصلا چرا باید ازدواج کنیم؟

با ازدواج جامعه بهتری خواهیم داشت

شاید این حرف که خانواده رکن اصلی جامعه است، برایتان خیلی تکراری و کلیشه ای باشد. ولی به هر حال، از دیدگاه اجتماعی هدف اصلی ازدواج این است که کانون مطمئن برای پرورش فرزندان و اجتماعی کردن آنها شکل بگیرد؛ کاری که خود اجتماع نمی تواند از پس آن بربیاید. آدام اسمیت می گوید: «نخستین نشانه تمدن بشر، ازدواج و تشکیل خانواده است.»

در جوامع غربی هم بعد از این که همه آزادی ها و... را تجربه کردند باز به همان نقطه اول برگشتند که برای داشتن جامعه سالم ازدواج و تشکیل خانواده نقش حیاتی دارد. این نتیجه گیری از آنجا حاصل شد که معلوم شد هیچ رکنی در جامعه متمدن، نه آموزش و پرورش، نه دانشگاه و ... هیچ کدام نتوانست مثل خانواده در درونی کردن ارزش ها و ارائه آموزش ها و همچنین برآورده کردن نیازهای روانی و عاطفی کودکان موثر باشد.

 

ازدواج باعث می شود خودمان را بهتر بشناسیم

شنیده اید که می گویند مومن آینه مومن است؟ این را درمورد همسر هم می توانیم بگوییم: همسر، آینه همسر است. افراد متاهل در سایه یک رابطه نزدیک و صمیمانه و همچنین در شرایط جدید و مسوولیت های تازه می توانند خودشان رابهتر بشناسند و به نقاط قوت و ضعف خودشان پی ببرند.

 البته فقط نقاط ضعف نیست که طی ازدواج برای ما آشکار می شود بلکه بسیار از توانمندی های و قدرت هایی که در وجود ما نهفته بوده و تا به حال شرایطی برای بروز پیدا نکرده بود نیز برایمان روشن می شود. شاید تا پیش از ازدواج با غرور فکر می کردید که از پس خیلی چیزها برمی آیید یا خیلی از کارها را به خوبی بلدید، اما بعد از ازدواج وقتی در موقعیتش قرار گرفتید پی ببرید که به این سادگی ها هم نیست یا برعکس، شاید اصلا فکر نمی کردید که بتوانید از پس بسیاری از کارهایی بربیایید که ازدواج شما را در موقعیت انجام قرار داد.

 

ازدواج باعث رشد ما می شود

بعد از ازدواج مسوولیت های ما بیشتر می شود، انتظارات خودمان از خودمان و دیگران از ما بیشتر می شود و تلاش بیشتری می کنیم. همین باعث می شود رشد کنیم و استعدادهایمان در خیلی از زمینه ها شکوفا شود.

با ازدواج از همه مستقل می شویم و نقش های جدید همسر بودن، عروس یا داماد بودن، پدرشدن یا مادرشدن و... باعث می شود ما در موقعیت های گوناگون و بی شماری قرار بگیریم و تجربه های زیادی به دست بیاوریم. نقش هایی که بدون ازدواج هرگز تجربه نخواهیم کرد. تجربه پدر یا مادرشدن یکی از تجربه های عمیق زندگی است که ازدواج آن را به ما هدیه می کند و از طریق آن وارد دنیایی جدید و پر از تازگی می شویم. به این صورت به تدریج شخصیت ما وسیع تر و کامل تر می شود.

 

 

بخش کلوب ازدواج تبیان
[ 1391/06/27 ] [ 09:38 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
بیوگرافی و عکس جمشید مشایخی

جمشید مشایخی 1313 جمشید مشایخی در سال 1336 به استخدام اداره تازه تأسیس هنرهای دراماتیك درآمد و به عنوان بازیگر كار خود را در برنامه نمایشی كانال سوم غیر دولتی آغاز كرد. نخستین نمایشی كه اجرا كرد وظیفه پزشك نام داشت و از آن پس با نمایش های بلبل سرگشته، خشت اول، سیاه، آوار بر سنگ، آقای آریان فر و خانواده اش، جعفر خان از فرنگ آمده، بیگانه ای در خانه، در منطقه جنگی، دو برادر، شبح كوچك، قصه ماه پنهان، عاشق مترسك، غروب در دیار غریب و مانند اینها كار خود را دنبال كرد همزمان با تأسیس دانشكده هنرهای دراماتیك به این دانشكده رفت؛ اما پس از سه سال تحصیل دانشكده را ترك كرد و با ایفای نقش در فیلم كوتاه جلد مار (هژیر داریوش 1341) به همراه فخری خوروش به طور حرفه ای جلوی دوربین فیلمبرداری رفت. سپس در سال 1343 به پیشنهاد ابراهیم گلستان در فیلم خشت و آینه بازی كرد. در روزهایی كه مشایخی نمایش مرده های بی كفن و دفن را به كارگردانی حمید سمندریان در انجمن ایران و فرانسه بازی می كرد گلستان بازی او را دیده و پسندیده بود و برای بازی در فیلمش انتخاب كرده بود. چهارسال بعد داریوش مهرجویی به واسطه عزت الله انتظامی او را برای بازی در فیلم گاو (1348) دعوت كرد و مشایخی به اعتبار نام غلامحسین ساعدی كه نویسنده داستان فیلم بود بازی در نقش كوتاهی از فیلم را پذیرفت. مشایخی در همان سال به نقش خان دایی در فیلم قیصر (مسعود كیمیایی) بازی كرد. مسئولان اداره تئاتر مخالف بازی كارمندان اداره در فیلم های سینمایی بودند و برای همین مشایخی را برای مدت 9 ماه از كارش اخراج كردند. وقتی مجدداً او را به كار بازگرداندند مثل سابق میل ماندن در اداره را نداشت؛ به همین دلیل از سال1349 فعالیت گسترده ای را در سینما آغاز و اعتبار خود را فدای بازی در هر فیلمی كرد، فیلم های بی ارزش پسران زاینده رود (حسین مدنی 1349)، جوانی هم عالمی داره (عباس دستمالچی 1349)، آسمون بی ستاره (حمید مجتهدی 1350)، سه تا جاهل (پرویز نوری 1350) و آب نبات چوبی (امان منطقی 1351)؛ فیلم های متوسط: طلوع (هراند میناسیان 1349) و صدای صحرا (نادر ابراهیمی 1354) و فیلم های شاخص و ماندگار: چشمه (آربی آوانسیان 1351)، نفرین(ناصر تقوایی1352)، شازده احتجاب (بهمن فرمان آرا 1353) و سوته دلان (علی حاتمی 1356). مشایخی همین مسیر را در سالهای بعد از انقلاب هم بدون حزم و احتیاط پیمود كه نتیجه اش بازی در فیلم های دادا (ایرج قادری 1361)، آوار(سیروس الوند 1364)، آلما(اكبر صادقی 1371)، راه افتخار (داریوش فرهنگ 1373)، حالا چه شود (محمد جعفری 1373)، اعاده امنیت (حمید رخشانی 1375) و مانند این ها است. البته در كارنامه سینمایی مشایخی فیلم های شاخص تری مثل كمال الملك (علی حاتمی 1363) و پدربزرگ (مجیدقاری زاده 1364) هم وجود دارد كه برای اولی جایزه بهترین بازیگر از سومین جشنواره فیلم فجر (1363) و برای دومی جایزه بهترین بازیگر از نخستین جشنواره بین المللی پیونگ یانگ (1987) به او تعلق گرفت. از نظر مشایخی عوامل زیادی هستند كه به طور مستقیم بركار بازیگر تأثیر می گذارند؛ مثل كارگردان، نقش های مقابل، فیلمبردار و دیگر عوامل پشت صحنه، به طوری كه گاهی بعضی از آنها مانع می شوند بازیگر با حس خودش نقش را ایفا كند.


جمشید مشایخی
جمشید مشایخی
جمشید مشایخی
جمشید مشایخی
جمشید مشایخی
جمشید مشایخی
جمشید مشایخی

[ 1391/06/27 ] [ 02:08 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

بیوگرافی، زندگی نامه و عکس فاطمه معتمد آریا

نام اصلی: سیمین

نام خانوادگی اصلی: معتمدآریا

………………………………..

سمت (در بخش های): بازیگران،

………………………………..

تاریخ تولد: ۱۳۴۰

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

………………………………..

مدرک تحصیلی: دیپلم دانشسرای هنر

بیوگرافی

شروع فعالیت از سال ۱۳۵۲ با شرکت در کلاسهای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و فعالیت در نمایشهای عروسکی.
فعالیت به عنوان عروسک گردان.
شروع فعالیت در تلویزیون با عروسک گردانی مجموعه مدرسه موش ها در سال ۱۳۶۰٫
شروع فعالیت در تئاتر با اجرای نمایش های عروسکی برای کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان.
برنده لوح زرین بهترین بازیگر نقش دوم زن در هفتمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم برهوت (محمدعلی طالبی) در سال ۱۳۶۷٫
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش دوم زن در دهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم مسافران (بهرام بیضایی) در سال ۱۳۷۰٫
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در یازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم یکبار برای همیشه (سیروس الوند) در سال ۱۳۷۱٫
برنده سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن در دوازدهمین جشنواره فیلم فجر برای بازی در فیلم همسر (سیروس الوند) در سال ۱۳۷۲
و …

http://biography.lordfa.com/?p=59
[ 1391/06/27 ] [ 02:07 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

بیوگرافی، زندگی نامه و آثار ماندگار باران کوثری

عکس، بیوگرافی، زندگی نامه باران کوثری

باران کوثری (زاده ۲۵ مهر ۱۳۶۴ در تهران)، بازیگر سینما، تئاتر و تلویزیون، فرزند رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان سینما) و جهانگیر کوثری (تهیه کننده سینما و کارشناس فوتبال) است.

زندگی

باران کوثری، ۲۵ مهر ماه سال ۱۳۶۴ در تهران به دنیا آمده و دانش‌آموختهٔ رشته نمایش از هنرستان سوره است. بهترین بابای دنیا (۱۳۷۰) ساخته داریوش فرهنگ، نخستین تجربه بازیگری اوست. نقش‌آفرینی‌های بعدی وی تا سال ۱۳۸۰ به تمامی در فیلم‌های مادرش رخشان بنی اعتماد است.

کوثری همچنین با بازی در تئاتر آن سوی آینه به کارگردانی آزیتا حاجیان (۱۳۷۶) توانایی‌هایش را به عنوان بازیگر صحنه نیز به ثبت رسانده‌است. او در هفدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان در اصفهان (۱۳۸۱)، یکی از اعضای هیئت داورین در بخش مسابقه بوده‌است. سال ۱۳۸۵ برای وی سالی پر باری بود، باران ابتدا با بازی چشمگیرش در مجموعه صاحبدلان (محمدحسین لطیفی) همه را به تحسین واداشت، سپس از جانب خوانندگان هفته‌نامه چلچراغ برای دریافت نشان محبوبیت این نشریه انتخاب شد و سرانجام در بهمن ماه همین سال با کسب سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن از بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای دو فیلم خون بازی و روز سوم و دیپلم افتخار بخش بین‌الملل برای فیلم خون بازی، آلبوم افتخارات یک سالش را ورق زد. او در سال ۱۳۸۶ در جایزه تصویر آسیا پاسیفیک توانست برای فیلم خون بازی یکی از کاندیداهای بهترین بازیگری شود و در سال ۱۳۸۷ در بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر برای فیلم حیران کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول زن شد.

در دوازدهمین جشن خانه سینما در سال ۱۳۸۷ باران به همراه پدرش، جهانگیر کوثری جایزه بهترین بازیگر نقش اول مرد را به بابک یزدانی اهدا کرد. همچنین در سال ۱۳۸۹ و در چهاردهمین جشن خانه سینما، نگار جواهریان تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن را از باران و همایون اسعدیان دریافت کرد.

باران در سی‌امین جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۰ برای بازی در فیلم بغض در بخش نگاه نو (فیلم‌های اول) کاندیدای جایزه بهترین بازیگر زن شده بود.

فیلم‌شناسی

سینمایی

سال فیلم نقش توضیحات
۱۳۹۰ آزمایشگاه
به کارگردانی حمید امجد
بغض ترانه به کارگردانی رضا درمیشیان
۱۳۸۹ اسب حیوان نجیبی است نسترن به کارگردانی عبدالرضا کاهانی
من مادر هستم آوا به کارگردانی فریدون جیرانی
۱۳۸۸ قصه پریا حدیث مسرور به کارگردانی فریدون جیرانی
بار دیگر مادر
به کارگردانی محمدحسین لطیفی
لطفا مزاحم نشوید روشنک به کارگردانی محسن عبدالوهاب
هیچ یکتا به کارگردانی عبدالرضا کاهانی
۱۳۸۷ آسمان سیاه شب کارول مستند، به کارگردانی امید بنکدار و کیوان علیمحمدی
آوانتاژ
فیلم کوتاه، به کارگردانی علی احمدزاده
پستچی سه بار در نمی‌زند سارا به کارگردانی حسن فتحی
۱۳۸۶ ابله زن اول فیلم کوتاه، به کارگردانی امیر عزیزی
شیرین باران کوثری مستند داستانی، به کارگردانی عباس کیارستمی
توفیق اجباری سیمین به کارگردانی محمدحسین لطیفی
دایره زنگی شیرین به کارگردانی پریسا بخت‌آور
کتونی سفید زیور به کارگردانی محمدابراهیم معیری
حیران ماهی به کارگردانی شالیزه عارف‌پور
میزاک تی‌تی به کارگردانی حسینعلی لیالستانی
۱۳۸۵ روز سوم سمیره به کارگردانی محمدحسین لطیفی
خون بازی سارا به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد
نسل جادویی آویشن به کارگردانی ایرج کریمی
۱۳۸۴ حاشیه مرکزی
مستند داستانی، به کارگردانی داریوش یاری
تقاطع مهسا به کارگردانی ابولحسن داوودی
خنگ آباد
به کارگردانی مهدی اباسلط
۱۳۸۳ خوابگاه دختران رویا به کارگردانی محمدحسین لطیفی
گیلانه می‌گل به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد
۱۳۸۱ رقص در غبار ریحانه به کارگردانی اصغر فرهادی
برگ برنده برکت به کارگردانی سیروس الوند
۱۳۸۰ روزگار ما باران مستند، به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد
۱۳۷۹ زیر پوست باران باران کوثری مستند، به کارگردانی شالیزه عارف‌پور
زیر پوست شهر معصومه به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد
۱۳۷۸ باران و بومی باران فیلم اپیزودی، به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد
۱۳۷۶ بانوی اردیبهشت صنوبر به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد
۱۳۷۳ روسری آبی صنوبر به کارگردانی رخشان بنی‌اعتماد
۱۳۷۰ نرگس
به کارگردانی رخشان بنی اعتماد
بهترین بابای دنیا سارا به کارگردانی داریوش فرهنگ

تلویزیونی

سال مجموعه نقش کارگردان توضیحات
۱۳۸۷ کلاه قرمزی ۸۸ خاله باران ایرج طهماسب نوروز ۱۳۸۸ – شبکه دو سیما
۱۳۸۷ بازی درمانی در کودکان
مصطفی انجمی -
۱۳۸۵ صاحبدلان دینا محمدحسین لطیفی شبکه یک سیما
۱۳۷۷ بگذار آفتاب برآید
قاسم جعفری

 

تئاتر

سال نمایش نقش توضیحات
۱۳۹۰ خشکسالی و دروغ
به کارگردانی محمد یعقوبى
نمایش در تماشاخانه ایرانشهر
زمستان ۶۶
به کارگردانی محمد یعقوبى
نمایش در تالار چهارسو تئاتر شهر
۱۳۸۹ منهای دو زن به کارگردانی داوود رشیدی
نمایش در سالن اصلی تئاتر شهر
موسیقی – روایت پروانه‌ها
به کارگردانی محمد رحمانیان
نمایش در باغ موزه دفاع مقدس
۱۳۸۸ سگ سکوت بچه به کارگردانی آروند دشت‌آرای
نمایش در تماشاخانه ایرانشهر
۱۳۸۶ کوارتت نگار به کارگردانی امیررضا کوهستانی
نمایش در تالار مولوی تهران
۱۳۸۴ در میان ابرها ماهی به کارگردانی امیررضا کوهستانی
نمایش در تالار قشقایی تئاتر شهر تهران
۱۳۷۶ آن سوی آینه
به کارگردانی آزیتا حاجیان
نمایش در تالار اصلی تئاتر شهر تهران

 

سایر فعالیت‌ها

فیلمنامه نویس

  • ابله (امیر عزیزی، ۱۳۸۶)

منشی صحنه

  • یک حبه قند (رضا میرکریمی، ۱۳۸۹)
  • روایت سه گانه (اپیزود سوم، ننه گیلانه) (رخشان بنی اعتماد، ۱۳۸۲)

داور جشنواره

  • هفدهمین جشنواره بین‌المللی فیلم کودک و نوجوان / بخش مسابقه سینمای ایران (اصفهان، ۱۳۸۱)

 

جوایز و دستاوردها

  • کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول زن (بغض / بخش فیلم‌های اول نگاه نو / سی‌امین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۹۰)
  • بهترین بازیگر زن (ابله / یکمین جشنواره ملی فیلم جوان ایرانی، ۱۳۸۹)
  • کاندیدای بهترین بازیگر نقش اول زن (حیران / بخش مسابقه سینمای ایران / بیست و هفتمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، ۱۳۸۷)
  • کاندیدای بهترین بازیگر زن (خون بازی / نخستین جایزه اسکرین آسیا پاسیفیک؛ استرالیا، ۱۳۸۶)
  • تندیس بهترین بازیگر نقش اول زن (خون بازی / یازدهمین جشن خانه سینما، ۱۳۸۶)
  • سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن (۱_ خون بازی، ۲_ روز سوم / بخش مسابقه سینمای ایران / بیست و پنجمین جشنواره بین‌المللی فیلم فجر، ۱۳۸۵)
  • دیپلم افتخار بهترین نقش‌آفرینی (خون بازی / بخش مسابقه بین‌الملل / بیست و پنجمین جشنواره فیلم فجر، ۱۳۸۵)
  • دومین بازیگر کودک و نوجوان سال به انتخاب منتقدین (۱_ زیر پوست شهر، ۲_ باران و بومی، ۱۳۷۹)

[ 1391/06/27 ] [ 02:04 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

عکس، بیوگرافی و زندگی نامه فتحعلی اویسی

نام اصلی: فتحعلی

نام خانوادگی اصلی: اویسی

سمت (در بخش های): بازیگران،فیلمنامه،کارگردانی،

………………………………..

تاریخ تولد: ۱۳۲۴

محل تولد: تهران

ملیت: ایران

………………………………..

مدرک تحصیلی: لیسانس بازیگری و کارگردانی


بیوگرافی

فارغ التحصیل کارگردانی و بازیگری سینما از دانشگاه ایالتی تگزاس آمریکا در سال ١٣۵٣.
بازگشت به ایران در سال ١٣۵٣.
شروع فعالیت سینمایی با بازی در فیلم “قدغن” (علیرضا داودنژاد) در سال ١٣۵٧.
پس از اتمام تحصیل به عضویت سیمای جمهوری اسلامی درآمد و در دهه شصت در فیلمهای بسیاری بازی کرد چند فیلم ناموفق هم کارگردانی کرد.
در اوایل دهه هفتاد دوباره به کارگردانی روی آورد و سومین فیلم بلندش (مریم و میتیل) فیلم موفقی از آب درآمد. اما در چهارمین فیلمش (سربلند) به هیچ وجه موفق نبود. فتحعلی اویسی در نیمه دوم دهه هفتاد در تلویزیون فعال بود و بازیهای زیبایی هم از خود به نمایش گذاشت.
در سینما هم بازی ماندگار او در فیلمهای ناخدا خورشید (ناصر تقوایی، ۱۳۶۵)، سرب (مسعود کیمیایی، ۱۳۶۷)، هی جو (منوچهر عسگری نسب، ۱۳۶۷)، بانو (داریوش مهرجویی، ۱۳۷۰)، جهان پهلوان تختی (بهروز افخمی، ۱۳۷۶) و فیلم مومیایی۳ (محمدرضا هنرمند، ۱۳۷۸) در یادها مانده است.
در تلویزیون هم نقش آفرینی او در یک قسمت از مجموعه تهران ۱۱ و مجموعه چمدانهای بسته تحسین همگان را برانگیخت.
اوج هنرنمایی و موفقیت فتحعلی اویسی، ‌بازی در مجموعه تلویزیونی بدون شرح بود.

آثار

سینما

  • ۱۳۶۵ – ناخدا خورشید در نقش کلنل
  • ۱۳۶۶ – پرنده کوچک خوشبختی
  • ۱۳۶۷ – سرب در نقش یزغل
  • ۱۳۶۷ – هی جو در نقش جو
  • ۱۳۶۸ – هامون در نقش دکتر سروش
  • ۱۳۶۹ – سایه خیال
  • ۱۳۷۰ – بانو
  • ۱۳۷۱ – دلشدگان
  • ۱۳۷۳ – می خواهم زنده بمانم در نقش صولتی
  • ۱۳۷۸ – مومیایی ۳
  • ۱۳۸۱ – بله برون
  • ۱۳۸۳ – انتخاب
  • ۱۳۸۵ – مادرزن سلام
  • ۱۳۸۵ – کلاهی برای باران
  • ۱۳۸۷ – چارچنگولی
  • ۱۳۸۹ – شیر و عسل
  • ۱۳۸۹ – افراطی ها
  • ۱۳۸۹ – داماد خجالتی

تلویزیون

  • ۱۳۶۳ – سربداران – در نقش ایلچی طغای
  • ۱۳۷۶ – ولایت عشق – در نقش وزیر مامون عباسی
  • ۱۳۸۰ – تفنگ سرپر
  • ۱۳۸۱ – بدون شرح- در نقش “کیومرث کاووسی”
  • ۱۳۸۲ – باغچه مینو-در نقش “خان داداش”
  • ۱۳۸۳ – کمربندها را ببندیم
  • ۱۳۸۵ – زیرزمین – در نقش “فرج”
  • ۱۳۸۹ – دارا و ندار- درنقش تیمور-فتحعلی
  • ۱۳۹۱ – دست بالای دست- درنقش آقای مجلسی
منبع: Biography.Lordfa.com
[ 1391/06/27 ] [ 02:03 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
قابل توجه پوستهای چرب و جوشدار
قابل توجه پوستهای چرب و جوشدار
ماسک انار انتخاب مناسبی برای پوست‌های چرب است زیرا انار دارای خاصیت سفیدکنندگی است و برای درمان آکنه‎‌ها بسیار مفید است.

به گفته متخصصان، آنتی‌اکسیدان‌های موجود در بعضی از میوه‌ها باعث شادابی و نشاط پوست می‌شوند؛ بنابراین باید مصرف میوه و سبزیجات تازه را حتما در برنامه غذایی روزانه‌تان بگنجانید. از سوی دیگر ماسک‌های میوه‌ای طبیعی پوست نیز اگر درست مورد استفاده قرار بگیرند می‌توانند باعث شادابی و سلامت پوست و مو شوند. در این شماره قصد داریم شش ماسک خانگی انار را برای پوست معرفی کنیم که می‌توانید آنها را در منزل و با کمترین هزینه تهیه کنید؛ با ما همراه شوید.

انواع ماسک انار
ماسک انار انتخاب مناسبی برای پوست‌های چرب است زیرا انار دارای خاصیت سفیدکنندگی است و برای درمان آکنه‎‌ها بسیار مفید است. هسته این میوه نیز در تهیه لایه‌بردارهای طبیعی استفاده می‌شود. همچنین استفاده از آب انار در شب، با زدودن آلودگی‌های پوست، به‌خصوص پوست‌های چرب موجب پاکیزگی، روشنی و تقویت آن می‌شود.

ماسک خانگی مناسب پوست‌های چرب
پوست انار را به خوبی ریز ریز کنید. یک قاشق غذاخوری آب انار و یک سفیده تخم‌مرغ را به آن اضافه کنید. مواد را به خوبی مخلوط کنید و به مدت 15 دقیقه روی صورتتان قرار دهید و در پایان با آب سرد آبکشی کنید.

ماسک شوینده و لایه‌بردار دانه انار
هسته دانه‌های انار را خشک و آسیاب کنید؛ دقت کنید این کار را تا حدی انجام دهید که به صورت آرد در نیاید. سپس یک قاشق غذاخوری هسته آسیاب شده را با نصف قاشق چایخوری نمک ساییده شده و دو قاشق غذاخوری ژل یا فوم شست‌و‌شوی صورت خوب مخلوط کنید. در انتها مواد را به مدت دو دقیقه به آرامی روی صورت ماساژ دهید و با آب سرد بشویید.

ماسک خانگی مناسب پوست‌های خشک
دانه انار برای پوست‌های خشک توصیه نمی‌شود ‌اما به علت دارا بودن ویتامین‌های فراوان می‌توانید ماسک زیر را‌ امتحان کنید.یک قاشق غذاخوری آب انار را با همان میزان خامه ترش و یک قاشق چایخوری روغن گیاهی مخلوط کنید. ماسک به دست‌ آمده را روی صورت بمالید و پس از 15 دقیقه با آب گرم بشویید.

ماسک برای تمیزی پوست‌های خشک
یک قاشق غذاخوری آب انار را به مخلوطی از یک زرده تخم‌مرغ، یک دوم قاشق غذاخوری خامه و یک قاشق غذاخوری شیر اضافه کنید. ماسک به دست ‌آمده را به مدت 15 دقیقه روی پوست قرار داده؛ سپس با آب گرم آبکشی کنید.

ماسک برای تمیزی پوست‌های‌ چرب
دو عدد پسته را با پوست آسیاب کنید. دو قاشق غذاخوری آب انار و یک قاشق چایخوری آبلیمو را به آن اضافه کنید. مواد را به خوبی مخلوط کنید و روی صورت خیس به مدت یک الی دو دقیقه بمالید. در پایان با آب سرد آبکشی کنید.

ماسک خانگی روشن کننده
دو قاشق غذاخوری آب انار را با مقدار مشابه خامه ترش کم چرب و آبلیمو مخلوط کنید. مواد را روی صورت قرار داده و پس از 15 دقیقه با آب سرد آبکشی کنید.



منبع: ایران ناز


[ 1391/06/27 ] [ 01:57 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
معروف ترین گلادیاتورهای تاریخ باستان
گلادیاتورها، برده‌های خونخوار روم باستان بودند که زندگی‌های عجیب و متفاوتی داشتند.
برای بشر امروزی غیرممکن است که احساس گلادیاتورهای مبارز «کلزیوم» بزرگ روم باستان را درک کنند. تماشاگران تشنه خون و خشونت از یک سو تو را وادار می‌کنند برای گذران اوقات فراغتشان آدم بکشی و برده داری بی رحم از سوی دیگر تهدیدت کرده اگر نتوانی رضایت امپراتور و همراهانش را جلب کنی تو را زنده زنده در آتش می‌سوزاند!
 
برخلاف تصویر زیبا و حماسی‌ای که از گلادیاتورهای عصر باستان نشان داده می‌شود، این برده‌های بیچاره زندگی مشقت باری داشتند و همیشه بازنده بودند؛ چه در میدان جنگ برنده می‌شدند و با شمشیری خونین به سلول خود بازمی‌گشتند و چه شکست می‌خوردند و خونشان با خاک کلزیوم در هم می‌آمیخت! به همین دلیل است که بیشتر گلادیاتورهای جنگاور پس از مدتی نمایش با استفاده از کوچک ترین فرصتی فرار می‌کردند تا زندگی را مثل یک انسان تجربه کنند، نه یک حیوان خونخوار!
 
هر چند همچنان زندگی این برده‌های جنگجو سوژه خوبی است برای پرده سینما یا صفحه تلویزیون؛ فیلم سینمایی «گلادیاتور» ساخته ریدلی اسکات با بازی راسل کرو و سریال آمریکایی «اسپارتاکوس» که هم اکنون طرفداران زیادی در جهان دارد، معروف ترین نمونه‌های این گونه محصولات هستند!

در آن روزها رومی‌ها آمفی تئاترها و مبارزات گلادیاتورها را نشانه تمدن خود می‌دانستند. پرورش گلادیاتورها هم سرمایه گذاری‌های مطمئنی به شمار می‌آمدند که داشتن قوی ترین آنها افتخار هر اشراف زاده ای بود. جالب است که در آن دوران هیچ کس در مورد اخلاق انسانی و حقوق بشر حرف نمی‌زد و مخالفتی با این مبارزات وحشیانه نداشت.
 
برده داران رومی ‌هم با افتخار از شغل خود سخن می‌گفتند. اولین مراسم رسمی ‌مبارزه گلادیاتورها در مراسم یادبود امپراتوری به نام جونیوس بروتوس پرا در سال 264 قبل از میلاد برگزار شد. البته بعدها کاربرد این گونه مبارزات عوض شد. با رونق گرفتن مبارزات گلادیاتوری و استقبال زیاد مردم، امپراتوران رومی ‌از این مراسم برای تهییج احساسات عمومی ‌قبل از شروع جنگ استفاده می‌کردند.
 
یعنی با برگزاری چند مبارزه هیجان انگیز بین گلادیاتورهای معروف، حس خشونت را بین سربازان و مردم عادی رواج می‌دادند تا جامعه بتواند هزینه‌های مالی، اجتماعی و سیاسی یک جنگ خونین جدید را بپذیرد. گاهی هم برخی امپراتوران رومی ‌برای سرپوش گذاشتن بر مشکلات سیاسی یا اقتصادی خود، چنین مراسمی ‌را برگزار می‌کردند تا توجه عموم از موضوعات مورد بحث روز دور شود و همه به تماشای گلادیاتورهای بخت برگشته ای بروند که برای زنده ماندن مجبورند همنوعان خود را بی رحمانه به قتل برسانند!
 
البته مالکان گلادیاتورهایی که در صحنه مبارزه کشته می‌شدند مبلغی به عنوان خونبها دریافت می‌کردند! جالب است که بدانید حتی در برخی مراسم گلادیاتوری، زنان نیز در میدان مبارزه حاضر می‌شدند و برای رسیدن به جوایز بزرگ شمشیر می‌زدند.
 
البته در مورد گلادیاتورهای زن اطلاعات و اسناد اندک و پراکنده ای وجود دارد ولی به هر حال بیشتر مورخان معتقدند در دوران بعد از اسپارتاکوس، گلادیاتورهای زن هم در صحنه کلزیوم حاضر می‌شدند و اما فهرست معروف ترین گلادیاتورها:

کومودیوس، خونخوارترین گلادیاتور تاریخ
دومین گلادیاتور معروف این فهرست، یک برده نبود بلکه او خودش امپراتور بود، کومودیوس! کومودیوس یکی از خونخوارترین گلادیاتورهایی بود که بر صحنه کلزیوم روم ظاهر شد؛ کسی که بی رحمانه گلادیاتورهای تیم‌های رقیب و حتی هم تیمی‌های خود را از لب تیغ می‌گذراند و هرگز از این همه کشتار بی رحمانه احساس پشیمانی نکرد.
 
او معتقد بود انسان در جهانی زندگی می‌کند که تنها راه برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی در آن از بین بردن تمام موانع است؛ مهم نیست به چه قیمتی! در واقع می‌توان گفت کومودیوس تجسم واقعی شعار معروف گلادیاتورهاست که «بکش یا بمیر!» او بین سال‌های 177-192 بعد از میلاد مسیح زندگی کرد و طبق نوشته‌های مختلف عصر باستان، وی در هزار مبارزه پیروز شده و یکی از رکوردداران جنگ‌های گلادیاتوری محسوب می‌شود.
 
یکی دیگر از ویژگی‌های این امپراتور سنگدل بیزاری از سیاست بازی است؛ چنان که وی در زمانی که بر مسند امور قرار داشت، تمام احکام خود را در اعلامیه‌های مختلف به وضوح به اطلاع عموم می‌رساند و هیچ وقت منازعات سیاسی کاخ را مخفی نگه نمی‌داشت! او معتقد بود سیاسی کاری و پنهان کاری متعلق به انسان‌های ترسوست و یک شاه مقتدر باید بتواند احکام خود را به هر قیمتی که شده اجرا کند و مخالفان را بی رحمانه سرکوب!

فلاما، گلادیاتور خاموش
فلاما یکی از مرموزترین گلادیاتورهای تاریخ است. فلاما یک برنده ذاتی بود که همیشه در مبارزه تنها به پیروزی فکر می‌کرد و برای رسیدن به این هدف از هیچ کاری فروگذار نبود. نکته مرموز زندگی او اینجاست که فلاما چهار بار برنده جایزه رودیس شد!
 
یعنی همان جایزه ای که او با آن می‌توانست آزادی خود را تضمین کند اما همیشه گلادیاتور بودن را انتخاب می‌کرد و حاضر نبود مثل یک انسان آزاد و معمولی زندگی کند. فلاما با سایر گلادیاتورهای جنگاور متفاوت بود: هرگز قبل از شروع جنگ کری خوانی نمی‌کرد و با صدای بلند تشویق تماشاگران را جلب نمی‌کرد. پس از پیروزی در جنگ هم به ابراز احساسات مردم پاسخ نمی‌داد و بعد از تعظیم در برابر امپراتور صحنه را ترک می‌کرد.
 
هم تیمی‌های فلاما هم همیشه از کم حرفی و گوشه گیری وی سخن می‌گفتند؛ چنان که هرگز پیروزی‌های بزرگش را جشن نگرفت. گویی این مرد تنها برای جنگیدن به دنیا آمده بود و بس! جالب است بدانید جمله معروف «من برای آدمکشی به دنیا آمده ام!» به وی نسبت داده شده است؛ جمله ای که امروزه به زبان عبری بر لباس سربازان رژیم اشغالگر قدس نقش بسته است!
 
آرامگاه این گلادیاتور مرموز در سیسیل ایتالیاست که روی سنگ قبر باستانی آن نوشته شده: «فلاما-گلادیاتور اهل سوریه- 30 سال زندگی کرد... 34 بار جنگید... 21 بار پیروز از میدان خارج شد و نه مبارزه بی نتیجه داشت... چهار بار شکست خورد.» این سنگ قبر توسط دلیکاتوس- همرزم باوفای فلاما-ساخته شده و بر مزار وی قرار گرفته است؛ هرچند در مورد نوشته‌های آن تردیدهای زیادی وجود دارد!

پریسکوس و وروس، مثل دو برادر
گلادیاتورهای رومی‌ همیشه تنها بودند و فقط در مبارزات گروهی از هم تیمی‌های قدرتمند و فرمانبردار استفاده می‌کردند. اما در این میان یک استثنا وجود دارد؛ پریسکوس و وروس مثل دو برادر در تمام نبردها دوشادوش هم جنگیدند. پریسکوس یک برده به دنیا آمده بود اما وروس آزاد بود تا زمانی که در یکی از جنگ‌ها به اسارت ارتش روم درآمد. این دو جنگجوی نامی ‌در ارتش گلادیاتورهای سلتیک با هم آشنا شدند.
 
هرگز در تاریخ روم باستان مشاهده نشده دو گلادیاتور تا این اندازه هماهنگ باشند و تمام پیروزی‌های جنگی خود را مشترکاً کسب کرده باشند. پریسکوس متخصص تاکتیک‌های نظامی‌ بود و همیشه بهترین طرح‌ها برای شکست تیم رقیب را او آماده می‌کرد. وروس هم یک گلادیاتور تنومند بود که هرگز در مبارزه با گلادیاتورهای قدرتمند شکست نمی‌خورد. این دو پس از سال‌ها مبارزه و کسب موفقیت‌های بی شمار با هم صحنه کلزیوم را ترک کردند.
 
امپراتور روم به پاس سال‌ها مبارزه شجاعانه، آنها را قهرمان خطاب کرد و شمشیر چوبی رودیس را در اختیارشان گذاشت تا بین آزادی و گلادیاتور ماندن یکی را انتخاب کنند. پریسکوس و وروس هم در کنار هم صحنه مبارزه را ترک کردند تا وارد میدان زندگی واقعی شوند؛ این بار بدون جنگ و خونریزی! جنگاوری‌های پریسکوس و وروس جنبه هنری نیز پیدا کرده بود؛ در مبارزات روز اول جشن آمفی تئاتر فلاویان در سال 80 بعد از میلاد، این دو همرزم مجبور بودند در مقابل هم قرار بگیرند. مبارزه نهایی!
 
این مبارزه نفسگیر به یکی از مبارزات به یادماندنی تاریخ گلادیاتورها تبدیل شد؛ چنان که شعر حماسی ویژه ای در بخش اشعار حماسی مارتیال در وصف این مبارزه سروده شد و در حال حاضر این شعر تنها بازمانده از ثبت وقایع مبارزات گلادیاتوری به نظم است! نتیجه این مبارزه طولانی هم بسیار عجیب بود؛ امپراتور تیتوس هردوی این گلادیاتورها را برنده اعلام کرد و جایزه (آزادی) در اختیار هر دو قرار گرفت. در حالی که قبل و بعد از تیتوس هیچ امپراتوری حکم به پیروزی هر دو طرف مبارزه صادر نکرد.

کریکسوس
این گلادیاتور جنگاور یکی از دوستان باوفای اسپارتاکوس بود و در جنگ سوم برده‌ها، با دولت روم، فرماندهی ارتش گلادیاتورها را برعهده داشت. نام او در زبان گالی به معنی موفرفری است. ارتش کریکسوس در مبارزات اولیه توانست بر رومیان پیروز شود اما با حملات گسترده ارتش امپراتور به نقاط ضعف ارتش برده‌ها، کریکسوس و افرادش مجبور شدند عقب نشینی کنند. شرایط خاص آن دوران باعث شد کریکسوس تا مدت‌ها دور از اسپارتاکوس باشد و به اجبار در جنوب ایتالیا سنگر بگیرد.
 
در سال 72 قبل از میلاد، بخشی از ارتش امپراتور به رهبری لوشس گلیوس پابلیکولا به مواضع کریکسوس حمله کرد و با وجود رشادت‌های بسیار این فرمانده، ارتش برده‌ها به خاطر خیانت چند عنصر فاسد، شکست خورد. پس از جنگ و گریزهای سریالی بالاخره کریکسوس به دست رومیان کشته شد و تمام ارتش 30 هزار نفری او که قدرت و شهرت فراوانی داشت از بین رفت.
 
اسپارتاکوس بعد از اطلاع از مرگ همرزم وفادارش مسابقات ویژه ای برای یادبود وی برپا کرد که در آن 300 سرباز رومی (اسیر جنگی) مجبور بودند مثل گلادیاتورها به جان همدیگر بیفتند تا زنده بمانند! در واقع اسپارتاکوس می‌خواست طعم زندگی و جنگ گلادیاتوری را به سربازان رومی ‌بچشاند!

اسپارتاکوس، شماره 1 گلادیاتورها
شاید بتوان گفت معروف ترین گلادیاتور جهان اسپارتاکوس است که شهرت خود را مدیون کتاب‌ها، انیمیشن‌ها، سریال‌ها و فیلم‌های سینمایی ای است که با الهام از زندگی پرماجرایش ساخته شده‌اند. هرچند خود اسپارتاکوس آن قدر زنده نماند که این شهرت جهانی را به چشم ببیند!
 
این برده رومی‌ که بین سال‌های 71-109 قبل از میلاد مسیح زندگی می‌کرد، در جنگ روم باتریس(سرزمینی کهن در حوزه کشورهای یونان، ترکیه و بلغارستان کنونی) اسیر شد و به صف گلادیاتورهای امپراتور روم اضافه شد. اما اسپارتاکوس با تمام برده‌های دیگر فرق داشت: شم ذاتی رهبری و مدیریت اسپارتاکوس به علاوه شهامت مثال زدنی اش باعث شد این گلادیاتورها جنگجو به سرعت به رهبر شورشیان زندان‌های روم تبدیل شود و سلطنت روم را با مشکلات بزرگی که به وجود آورد به چالش بکشد.
 
مالک اسپارتاکوس، لانیستا لنتولوس باتیاتوس نام داشت که صاحب بزرگ ترین ارتش گلادیاتورهای آن زمان بود: لودوس! اسپارتاکوس دوستان باوفای خود کریکسوس و اونومائوس را در این ارتش پیدا کرد. معمولاً جنبه بیدادستیزی و شجاعت این سردار بزرگ مورد توجه نویسندگان و حتی سیاستمداران و عوام قرار می‌گیرد، در صورتی که در زمینه فنون جنگی و تاکتیک‌های نظامی ‌هم وی یکی از بهترین گلادیاتورهای زمان خود بود.
 
به عنوان مثال بیشتر تاکتیک‌های نظامی‌ای که در جنگ علیه رومی‌ها مورد استفاده ارتش برده‌ها قرار گرفت توسط خود اسپارتاکوس طراحی شده بود. به علاوه امپراتور روم هم از طغیان و شورش اسپارتاکوس علیه سلطنتش گیج شده بود؛ چون اسپارتاکوس قبل از فرار یکی از بهترین گلادیاتورهای ارتش روم بود که همیشه توجه امپراتور و همراهانش را به خود جلب می‌کرد. دلیل این توجه زیاد هم آشنایی وی به فنون نظامی ‌و شکست دادن گلادیاتورهای مختلف بود.

اونومائوس
یک گلادیاتور جنگجوی دیگر از گال که به همراه اسپارتاکوس و کریکسوس از ارتش باتیاتوس فرار کرد تا ارتشی مهیا کند برای جنگ با سلطنت روم! او هم یکی از فرماندهان ارشد ارتش برده‌ها بود که جنگاوری‌ها و شجاعت‌های فراوانی از خود نشان داد اما در همان جنگ‌های اولیه با ارتش روم کشته شد.
 
نام اونومائوس به عنوان معمار اولین پیروزی ارتش برده‌ها در تاریخ ثبت شده؛ به کمک درایت و شجاعت اونومائوس و همراهانش، ارتش برده‌ها توانست منطقه حساس جنگی مانت وسویوس را به تسخیر خود درآورد و اولین پیروزی بر ارتش روم را رقم بزند!
 
مرگ زودهنگام این جنگجوی بی نظیر یکی از دلایل شکست نهایی ارتش برده‌ها بود. در واقع این حربه تاکتیکی رومی‌ها بود تا این سه فرمانده و سربازانشان از یکدیگر جدا شوند. اگر جدایی اسپارتاکوس از کریکسوس و اونومائوس محقق نمی‌شد، شاید مسیر تاریخ به کلی تغییر می‌کرد!

هادریانوس، امپراتور محبوب
پابلیوس ایلیوس ‌هادریانوس یکی از گلادیاتورهای بنام روم بود که در نهایت به مقام امپراتوری روم رسید(117-138 بعد از میلاد). جالب است بدانید او یکی از بهترین امپراتوری‌های روم باستان بوده؛ چنان که نامش در میان پنج امپراتور محبوب دوران روم باستان آمده و دلیل این محبوبیت نه جنگاوری و خونخواری در میدان جنگ، بلکه تلاش‌های فراوان ‌هادریان در ساخت بناهای تاریخی و رسیدگی به امور رفاهی مردم روم بوده است.
 
او یکی از امپراتورهای مهربان روم بود که برخلاف دوران کوتاه جنگاوری اش به عنوان گلادیاتور همیشه دوست داشت صلح و امنیت در جامعه برقرار باشد. معبد ونوس در دوران حکومت او در رم ساخته شد. ‌هادریانوس تنها امپراتور روم بود که به تمام ایالت‌های امپراتوری بزرگ روم سرکشی می‌کرد و همیشه با فقرا و نیازمندان مهربان و بخشنده بود.
 
در نوشته‌های باستانی اطلاعات زیادی در مورد کارهای نیک وی در دوران حکومتش وجود دارد؛ چنان که مردم روم پس از تراجان (امپراتوری که قبل از‌ هادریان بر روم حکومت می‌کرد و بسیار ظالم و خونخوار بود) او را فرشته ای می‌دانستند که از آسمان برای نجات آنها فرود آمده است!

مارکوس آتیلیوس
از دیگر گلادیاتورهای معروف می‌توان به مارکوس آتیلیوس اشاره کرد که پس از ورشکستگی، خود را به جای بدهی اش به ارتش گلادیاتورها فروخت و در آنجا به یک گلادیاتور حرفه ای تبدیل شد که برای به دست آوردن پول و طلا حاضر بود هر مبارزه ای را قبول کند.
 
مارکوس در یک مبارزه تاریخی، هیلاریوس، گلادیاتور ویژه امپراتور نرون را شکست داد. در حالی که هیلاریوس قبل از آن 13 مبارزه متوالی را با پیروزی پشت سر گذاشته بود. دیگر حریف قدر وی ریسویس فلیکس نام داشت که پس از 12 برد متوالی در مقابل مارکوس شکست خورد و جان خود را از دست داد.

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

ایران ناز


[ 1391/06/27 ] [ 01:55 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
تفاوت آرایش روز با آرایش شب
تفاوت آرایش روز با آرایش شب

آیا تا به حال به اصطلاح آرایش شب در کنار آرایش روز که در بین خانمها به خصوص آرایشگران و میک آپیستها رواج داشته فکر کرده و تفاوت آنها را یافته اید؟
برای اینکه بدانید چگونه می توانید آرایش روز زیبایی در مقایسه با آرایش شب خود داشته باشید با ما همراه شوید.
 
چرا آرایش شب و چرا آرایش روز؟
تفاوت این دو سوال جدای از رنگ آمیزی و نوع آرایش به طور اساسی و کلی در براق و مات بودن آرایش می باشد.
 
در اینجا به نحوه  چگونگی آرایش روز و نوع آن در مقایسه با آرایش شب می پردازیم :

1 - در مرحله ی اول این آرایش بهتر است تمام لوازم آرایشی که استفاده می شود از نوع مات و بدون اکلیل باشد که هر قدر این خصوصیت را داشته باشند به شیک شدن و در عین حال زیبایی آرایش شما افزوده خواهد شد. برای میک آپ چشمها بهتر است پس از آماده سازی پوست بوسیله ی کرم پودر های مایعی که به هیچ وجه پوست را براق نشان نمی دهند
 
و استفاده ی پنکیک همرنگ پوست بر روی آن جهت یکدست و صاف شدن چهره، ابتدا چشمها را کمی ریمل زده تا حالتی از آن برای خط چشم کشیدن در دست بیاید و سپس یک خط چشم ظریف و دقیقا مماس با مژه ها در پشت چشم بکشید که این کار را بهتر است با خط چشمهای مدادی انجام داده و با استفاده از همان مداد گوشه ی انتهایی چشم را پهن تر و مثل سایه زدن باز کنید و سپس دوباره ریمل بزنید.
 
2 - در زیر چشمها با استفاده از مداد دودی، خاکستری هاله ی باریکی برای جذابیت بیشتر چشمها بکشید.

3 - سایه را نیز بر حسب رنگ چشم انتخاب کرده و بهتر است آن را نیز از گروه رنگهای دودی، خاکستری مات انتخاب کنید.

4 - اگر آرایش پر رنگ وغلیظ تر را می پسندید می توانید در ادامه کار بر روی سایه ی خاکستری از رنگهای گرم مثل زرشکی یا نارنجی زده و نوع آرایش را به تیره تر تغییر دهید.

5 - با این زیر ساخت آرایش، بهتر است رژلب نیز از از هر رنگی که هست مات و بدون برق لب باشد که بسیار هماهنگ تر و زیباتر خواهد بود. اما از آنجایی که رژ لبهای براق و مایع در حال حاضر بیشتر مورد توجه دختران جوان هستند می توان در کنار آرایش چشم و پوست مات گاهی هم با استفاده از رژلبهای براق و یا برق لب به تنهایی ، با ایجاد تضاد بین اجزای آرایش آن را تغییر داد و متفاوت ساخت.

جهت عضویت در سایت کلیک کنید

ایران ناز


[ 1391/06/27 ] [ 01:54 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید!
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید!
پسرم، روزی روزگاری ما از تلفن هایی استفاده میکردیم که سیم هم داشت! این بخشی از خاطرات شماست که برای فرزندان خود تعریف خواهید کرد و آنها با چشمانی گرد شده و ناباورانه به شما خیره خواهند شد و ابزاری عجیب را در ذهن خویش ترسیم خواهند کرد.
 
آری روزی از راه می رسد که فن آوری های امروزی، تنها در بازی ها و شیطنت های کودکانه جای خواهند داشت و آنچه را که ما روزی از آن با نام “امکانات و تجملات” یاد می کردیم، آنها به عنوان ملزومات و بدیهیات زندگی به شمار خواهند آورد. در ادامه مقاله شما رابا ۱۰ فناوری که در آینده فرزندانتان از شنیدن وجود آنها شگفت زده خواهند شد، آشنا می کنیم.

شاید به یاد نداشته باشید که چند سال پیش گوشی موتورولا DynaTAC 8000X، پیشتاز فن آوری و گل سر سبد بازار بود، ابزاری که هم اکنون هیولایی دو سر به حساب می آید، یا مادربزرگ هایمان از تلویزیون هایی حرف می زنند که برای خود دم و دستگاه شاهانه و کمد چوبی زیبایی داشت، تصویری که حتی تصور آن برای من و شما خنده دار است.

حال بیایید پس از این درازگویی نگاهی به ۱۰ فن آوری بیاندازیم که دیر یا زود به زباله دان ذهن بشری خواهند رفت و عاقبتی نافرجام در انتظار آنهاست.

1- عینک های سه بعدی
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

نیازی نیست که نابغه رایانه ای باشید تا زوال عینک های سه بعدی (۳D) را به چشم ببینید! به خصوص وقتی با افراد عینکی مواجه می شوید که بر روی عینک طبی خود یکی از همین عینک های سه بعدی کذایی را قرار داده اند و به نمایشگر زل زده اند، بیشتر به نتیجه تحقیق خود مطمئن می شوید.
 
این نوید را به شما می دهیم که به زودی تلویزیون های هوشمند سه بعدی تازه ای روانه بازار خواهند شد که دیگر نیازی به عینک های عجیب و غریب ندارند. علی رغم تولید نمونه های اولیه، این تکنولوژی هنوز در پوست تخم مرغی خود است و راه طولانی را در پیش دارد تا به یک جوجه تبدیل شود.

2- سیم و کابل
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

بله، تعجب نکنید، همین سیم هایی که همه جا را گرفته و گاه زیر دست و پای مان می رود، به زودی زود از بین خواهد رفت! فرقی نمی کند که از شبکه استفاده می کنید یا مشغول شارژ کردن باتری وسیله برقی خود هستید، چند سال آینده این سیم های دست و پا گیر از زندگی الکترونیکی همه ما رخت خواهند بست و فن آوری بی سیم همه جا را فتح خواهند کرد. به زودی شارژ دستگاه های الکترونیکی به صورت بی سیم انجام خواهد شد و استفاده از اینترنت و شبکه نیز نیازی به هیچ کابل و کابل کشی نخواهد داشت.

3- PC و کامپیوتر رومیزی
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

دیر یا زود مجبور خواهیم شد از PC های خود دل بکنیم . اشکال و انواع جدیدی از کامپیوتر های رومیزی همچون اولترابوک ها، تبلت ها و گوشی های هوشمند با به کار گیری سرویس هایی چون Cloud رفته رفته جای رایانه های رومیزی را خواهند گرفت؛ احتمالا فرزندان ما برای بازدید از رایانه های رومیزی به موزه های IT مراجعه خواهند کرد.

4- دیسک های نوری
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

بی انصاف نیستیم و یادمان است که روزی همین دیسک های نوری ما را از شر نوارهای غول آسای ویدویی رهایی بخشیدند. اما از آنجایی که دیسک های بلو-ری (Blu-Ray) آخرین حد پیشرفت تکنولوژیکی این دیسک ها به حساب می آیند، به زودی اشتراک گذاری و فروش آنلاین فیلم و آهنگ و سایر اطلاعات، نسل این دیسک های فشرده دوست داشتنی را منقرض خواهد کرد.
 
امروزه با ظهور سرویس هایی چون iTunes (سرویس فروش ارزان قیمت آلبوم های موسیقی اپل) و Netflix (سرویس اجاره و نمایش فیلم و سریال) نمی توان بیش از این اقبالی را برای دیسک های نوری در نظر گرفت. البته فراموش نکنید که برای انقراض دیسک های نوری، وجود یک اینترنت پرسرعت که همواره در دسترس باشد نیز ضروری است!

5- صفحه کلید
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

یاد باد آن روزگاران یاد باد… آری روزگاری بود که تصویر رایانه در اذهان عمومی وجود نمایشگری کوچک و یک صفحه پر از کلید بود، شاید صفحات کلید هم عاقبتی چون دیسکت ها را به چشم ببینند و در آینده نه چندان دور از صحنه روزگار خارج شوند. حقیقت آن است که تبلت و گوشی های امروزی بدون داشتن صفحه کلید مجزا نیز توانسته اند کارایی بسیار خوبی از خود نشان دهند؛ از این گذشته معرفی فن آوری هایی چون Kinect، چشم خوانی (eye tracking) و هر چه پیشرفته تر شدن نرم افزارهای تشخیص صوت و کلام موجبات انقراض امپراطوری صفحه کلید را کلید زده اند!

6- درایوهای USB
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

باید با فلش درایوهای رنگ و وارنگ و همه شکلی که میز رایانه، جیب شلوار، داشبورد ماشین، جاسوئیچی و همه قسمت های زندگی ما را اشغال کرده اند، خداحافظی کنید. در واقع؛ با همه گیر و ارزانتر شدن سرویس های Cloud و افزایش روز افزون حضور و سرعت اینترنت (البته اگر از سرعت اینترنت کشور ما فاکتور بگیرید) به زودی دیگر خبری از فلش مموری های چند گیگابایتی نخواهد بود. امروزه وقتی به سادگی می توان با استفاده از سایت های DropBox و BOX، مشکل ذخیره و جابجایی اسناد و مدارک دیجیتال خود را رفع و رجوع کرد، دیگر چه نیازی به فلش هست!؟

7- iPod، ابزارهای راهیابی ماهواره ای و دوربین های دیجیتال
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

همه بگن سیییب… چیک! عکاسی با دوربین های دیجیتالی ذوق و شوق زیادی در انسان ایجاد می کند، بخصوص اگر درگیر عکاسی حرفه ای بوده و یا همیشه نگران خراب شدن عکسهای مهمانی و مسافرت خود بوده باشید، اما این هدیه دنیای IT نیز دیرپایی نخواهد ماند.
 
از سوی دیگر باید تا می توانید از پخش کننده موسیقی دیجیتالی خود یا ابزارهای راهیابی ماهواره ای تان نیز استفاده کنید که دلتان به این زودی ها برایشان تنگ نشود. امروزه بسیاری از مردم ترجیح می دهند به جای هزینه کردن چندباره و خرید انواع و اقسام ابزارهای الکترونیکی با این اوضاع اقتصادی، یک ابزار همه فن حریف تهیه کنند.
 
شاید همانطور که گوشی موبایل با داشتن امکاناتی همچون ساعت باعث شد تا کار و کاسبی ساعت فروشی ها خراب شود، حال تبلت ها مانند غولی شده اند که قرار است همه چیز را قورت بدهند، خب حق هم دارند. وقتی کاربر می تواند با افزودن یک برنامه کاربردی آن هم به قیمت چند لمس انگشت، دستگاه پخش صوتی و تصویری، دوربین باکیفیت HD و ابزار دقیق راهیابی را در دست داشته باشد، چه نیازی به این همه آفتابه و لگن است!

8- کتاب خوان دیجیتالی کیندل
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

ابزار کتابخوان دیجیتالی کیندل محصول خرده فروش بزرگ آمازون است. این ابزار محبوب با قد و قواره کوچکش می تواند کتابخانه ای را به همراه بکشد و مطالعه متون در صفحه نمایش خاص آن به مراتب از زل زدن به مانیتور راحت تر و سالم تر است. حال اپل خوشمزه و سایر تولید کنندگان تبلت ها در این فکر هستند تا با ارائه قابلیتی تازه، این گجت دوست داشتنی را هم از دور خارج کنند.
 
مطمئناً در آینده ای نه چندان دور صفحات نمایشی ارائه خواهند شد که مطالعه متون را به راحتی برگه های کاغذ که نه؛ اما راحت تر از صفحات نمایش فعلی خواهند کرد. خودمانیم، هر چه که این فن آوری پیشرفته تر می شود، باز هم دست گرفتن یک کتاب، لمس صفحات آن، بو کردن تازگی و گاه سر و کله زدنش لذتی است که هیچ جایگزینی نخواهد یافت، اگر قبول ندارید خب می توانید امتحانش کنید!

9- ریموت کنترل های دوست داشتنی
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

به خاطر دارم نخستین بار که تلویزیون رنگی به خانه مان آمد، دعوای هر روزه ی من و برادرم تغییر کانال با ریموت کنترل بود! و چه ذوقی داشتیم که یک سر اتاق بشینیم و کانال دلخواه خود را تنها با فشردن یکی از دکمه های کوچک مشکی عوض کنیم و دیگر مجبور نباشیم مدام در طول و عرض اتاق برویم! حال این فن آوری قدیم الجذاب! قرار است که بند و بساط خود را جمع کند و برود.
 
همانطور که شرکت های سامسونگ و ال جی اعلام کرده اند، قرار است ریموت های لمسی و حرف گوش کنی به خانه مان بیاید که یک تنه کار همه ابزارهای الکترونیک خانگی را انجام دهند. البته امیدواریم با تعیین استانداردی واحد، همه تولید کنندگان وسایل صوتی و تصویری ترتیبی دهند که این همه ریموت کنترل از کنار مبل راحتی من و شما جمع شوند و حداقل یکی از آنها جور بقیه را بکشد.

10- تلفن های ثابت
 
10 تکنولوژی که روزی فرزندان ما به آنها خواهند خندید! ، www.irannaz.com

شاید این مورد آخر را باید اول می نوشتیم، اما راستش دلمان نیامد! تلفن های ثابتی که عمو گراهام بل با آن همه مشقت، اختراع و به خانه انسان ها روانه ساخت و خبرهای خوب و بد زیادی را برایمان منتقل کردند، کم کم باید رخت برببندد و برود و فرزندش یعنی گوشی تلفن همراه جای آن را تمام و کمال خواهد گرفت.
 
البته ما شک داریم که بتوان از تلفن های ثابت خداحافظی کرد. چراکه اگر دنیای IT هم از این تلفن ها خداحافظی کند، خانم های محترم هیچ وقت این دوست قدیمی را لحظه ای تنها نخواهند گذاشت! شما کاربران زومیت با کدامیک از این موارد موافقید و به نظر شما کدامیک در زندگی ما اتفاق خواهند افتاد؟


جهت عضویت در سایت کلیک کنید

منبع: ایران ناز


[ 1391/06/27 ] [ 01:52 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

روز ۱۳ آوریل سال ۱۹۷۹ در قونیه ترکیه به دنیا آمد، قدش ۱۸۲ سانتی متر است و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه فنی ییلدیز ترکیه میباشد.

Murat Yildirim که به تئاتر و موسیقی علاقه مند است، در اولین قدم به مدرسه بازیگری رفت، و سپس وارد تئاتر شد و سه سال به عنوان یک آماتور در تئاتر مشغول بود.

مراد از طریق همکاران خود در تئاتر خیلی سریع به تلویزیون رفت، برای اولین بار در فیلم “Ayrılsak da Beraberiz” ظاهر شد. این مجموعه در ۱۱ قسمت نوشته و منتشر شد، چهار سال بعد در “عشق ابدی” بازی کرد که شخصیتش در آن فیلم “سادات” بود. بعدها در سال ۲۰۰۴، در مجموعه «همه فرزندان من” با نام “مسعود” ایفای نقش نمود. در سال ۲۰۰۶ نیز با بازی در مجموعه “توفان” که مخاطبان گسترده تری داشت بر محبوبیت خود افزود.

در سال ۲۰۰۶، در فیلم سینمایی، “برزخ” ظاهر شد.  فیلم “برزخ” به همراه فیلم “پرتقال طلایی” نامزد کسب جایزه بودند.

او در ۲۰ ژوئن سال ۲۰۰۸ با Burcin terzioglu بازیگر ترکی ازدواج کرد.

در حال حاضر مراد با نام ساواش در فیلم عشق و جزا بازی میکند.

جالب است بدانید همسر مراد ][ ازاد (دختر دایی) در سریال ایزل است که ۳۲ سالش است ]

تصویر زیر مراد ییلداریم و همسرش بورچین ترزیوقلو می باشد.

 

منبع:www.asemoni.com


[ 1391/06/26 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

دکوراسیون های جالب برای آپارتمان های کوچک

دکوراسیون های جالب برای آپارتمان های کوچک
با این طرح های خلاقانه و زیبا آپارتمان های کوچک تان را زیبا کنید.































گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع : asriran.com
 

[ 1391/06/26 ] [ 08:55 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

با این میز طبیعت را به خانه تان بیاورید

با این میز طبیعت را به خانه تان بیاورید
اگر در نیویورک سیتی زندگی می‌کنید ، به ازای خرید یک میز، یک بسته چمن هم به شما هدیه داده می‌شود.

این میز خلاقانه پروژه‌ای سرگرم کننده از طراح هلندی به اسم Haiko Cornelissen بود و ساخته شده از آلومینیوم سبک است که توسط یک تولید کننده آمریکایی متخصص در محصولات آلومینیومی بریده، تا و به یکدیگر پیچ شده. به جای چمن، گیاهان و موارد دیگر، مانند سنگ، را می‌توان در این میز گذاشت.
 اگر در نیویورک سیتی زندگی می‌کنید ، به ازای خرید یک میز، یک بسته چمن هم به شما هدیه داده می‌شود.   























گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع : hamshahrionline.ir



[ 1391/06/26 ] [ 08:53 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

اصول هدیه دادن در دوران عقد

اصول هدیه دادن در دوران عقد
هدیه باید در شان طرف مقابل باشد و با سن و سال، فرهنگ، جایگاه و جنسیت او سنخیت داشته باشد. این الزاما به معنی گران قیمت بودن هدیه نیست به معنی مناسب بودن آن برای شخصیت فرد مقابل است.

بسیاری از هزینه‌ها و مراسمی که در دوران عقد مرسوم است، ریشه در تاریخ و سنت‌های دیرین ما دارند و هر یک نشانه‌ای از رسم و آیین ویژه‌ای است. از آنجا که دوران عقد اولین قدم های زندگی مشترک شما است و قطعا هر دو شما سعی دارید که در دل دیگری نفوذ بیشتری داشته باشید، بهتر است به هدیه دادن به عنوان یک روش ابراز محبت بیشتر فکر کنید.


راه و رسم هدیه دادن در دوران عقد
شما با هدیه دادن به نوعی عشق و علاقه خود را به نامزدتان نشان می‌دهید. به او می گویید که او برای شما ارزشمند است و همیشه به یادش هستید حتی وقتی در کنار او حضور ندارید.

البته این هدیه حتماً نباید کادویی گران‌ قیمت باشد بلکه شاخه‌ای گل سرخ یا هدیه‌ای کوچک می‌تواند خوشحالی همسرتان را تضمین کند. با تمام این ها، هدیه دادن هم نیازمند مدیریت است. مدیریت پول، زمان و مکان آن.


1 - هدیه دادن گاهی با توقعات کاذب و تجملات بی‌شماری همراه می شود و بعد از مدتی کم کم جنبه‌ وظیفه پیدا می کند. از همه این ها مهم تر، در میان دلهره های مالی دختر و پسر که در دوران عقد مرسوم است، هدیه دادن می تواند یک بار به بارهای مالی این دوران اضافه کند.

2 - هدیه های شما همیشه نباید بزرگ باشد همیشه هم نباید کوچک و کم اهمیت باشد. در مناسبت های خاص برای همسرتان هدیه خاص بگیرید اما در ملاقات های معمولی تان می توانید به یک جعبه شکلات و شیرینی یا یک شاخه گل و حتی یک کارت یا کتاب کوچک بسنده کنید.

3 - گاهی به اعضای خانواده نامزدتان هدیه دهید اما نه همیشه. ترجیحا این هدایا مربوط به مناسبت ها باشد. هدیه کینه ها را از بین می برد. اما بعضی ها ممکن است با انتخاب هدیه نامناسب باعث ایجاد کینه شوند. هدیه باید در شان طرف مقابل باشد و با سن و سال، فرهنگ، جایگاه و جنسیت او سنخیت داشته باشد. این الزاما به معنی گران قیمت بودن هدیه نیست به معنی مناسب بودن آن برای شخصیت فرد مقابل است.

4 - در این دوران، دختر و پسر هزینه‌های مشخصی دارند، مثل هزینه تامین جهیزیه، خریدهایی که به طور معمول در هنگام عقد انجام می‌شود مثل خرید آینه و شمعدان، حلقه ازدواج و ... بنابراین توجه داشته باشید که با تفکر صحیح و منطقی هزینه هایتان را به‌ گونه‌ای مدیریت کنید تا هم بتوانید دل هم را شاد کنید و هم شرایط اقتصادی خود را در سطح مطلوبی نگه دارید. توجه داشته باشید کیفیت برنامه‌ریزی برای هزینه‌ کردن خیلی مهم‌تر از کمیت آن باشد.
به‌عنوان مثال، برگزاری مراسم عقد ساده و با مهمان‌های خصوصی ممکن است لذت بیشتری را نصیب شما و همسرتان کند تا یک مراسم بزرگ که به خاطر حضور اقوام و آشنایان دور احساس معذب بودن به شما دست بدهد. البته تمام این برنامه‌ریزی‌ها باید با توجه به سلیقه‌ی شما و همسرتان و با توجه به وضعیت اقتصادی و مالی و جلب رضایت والدین تان ترتیب داده شود.

آنچه در هنگام خرید عقد توصیه می‌شود این است که همیشه دو طرف حد اعتدال را رعایت کنند. بدان معنی که یک خرید آبرومند و معقول را داشته باشند نه آنقدر اجناس کم و ارزان انتخاب کنند و نه دست روی گران‌ترین جنس فروشگاه بگذارند.



گردآوری : گروه سبک زندگی سیمرغ
منبع : tebyan.net

[ 1391/06/26 ] [ 08:51 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

چگونه ‌می‌توان پدر و مادر خوبی بود؟

چگونه ‌می‌توان پدر و مادر خوبی بود؟
رشد تربیتی کودک مهمترین کار در هر جامعه ای است زیرا کودکان آینده ما هستند و والدین بیشترین تأثیر را در رشد آنان ایفا ‌مینمایند .
 
 
رشد تربیتی کودک مهمترین کار در هر جامعه ای است زیرا " کودکان آینده ما هستند" و والدین بیشترین تأثیر را در رشد آنان ایفا ‌مینمایند . بسیاری از والدین در جستجوی یافتن راه حلی هستند که نشان دهند چطور ‌میتوان والدین خوبی بود؟
 
 اگر چه هر خانواده ای منحصر به فرد است و نمی توان پاسخ یکسانی یافت. به هر جهت ‌میدانیم که رشد تربیتی کودک کار دشوار است و اغلب والدین ‌میخواهند تلاش کنند تا در این راه بهترین باشند . والد بودن یکی از مهمترین حیطه های تحقیقی در شاخه های علوم اجتماعی است و مطالعات بسیاری در دهه های گذشته توسط محققان انجام گرفته که صدها هزار خانواده را شامل ‌میشود 
 
 چگونه ‌میتوان به این سؤالات پاسخ داد؟

یک کودک موفق کیست؟
اصول والدین خوب بودن چیست؟
 

به کودکی موفق ‌میگویند که :
1- مهربان و مؤدب باشد ، دوستانه رفتار کند و حس همدردی داشته باشد.
2- در قبال دیگران احساس مسؤلیت ‌میکند ، در کارها مشارکت دارد، اخلاقی و منطقی عمل ‌میکند.
3- با شادی به زندگی ‌مینگرد ، دلسوز است و عاشق خانواده و زندگی کردن است.
4- باهوش ، بلند پرواز ، مصمم ، مطمئن ، صبور و پایدار است.
5- با هر شرایطی ‌میتواند خود را سازگار کند، توانایی کنترل خویش را دارد و اعتماد به نفس دارد.
6- به سختی کار ‌میکند تا اهداف بلند پروازانه اش را به دست آورد.
7- توانایی به دست آوردن اهدافش را دارد.
 

- اصول پیشنهادی جهت پدر و مادر خوب بودن :
برای تربیت کودک سالم ، خوشحال و موفق ، ما والدین باید علم و مهارت پدر و مادر خوب بودن را یاد بگیریم ، اگر چه با وجود اصول حاکم جهت پدر و مادر خوب بودن باز هم والدین کامل بودن محال است ولی مصمم هستیم تا بهترین باشیم.
 
 

در این جا خلاصه ی ده اصل اساسی برای پدر و مادر خوب بودن اشاره شده است که عبارتنداز :
1- آگاه باشیم که پدر و مادر بودن نیاز به تلاش دارد :
هر روز درباره رفتارهایتان به عنوان یک والد خوب فکر کنید . خودتان را به خاطر بیاورید که چگونه با فرزندتان رفتار کردید تا بر او اثر بگذارید ، و سعی کنید که از تجارب گذشته تان پند بگیرید و همان طور که مسئولید با یادگیری بهتر ، رفتارتان را بهبود ببخشید.
 

2- برای آن دسته از فعالیتهایتان که مرتبط با کودک شما است اولویت بالایی قائل شوید :
برای والدین شاغل ، کاری پر زحمت و چالش برانگیزی است . به هر جهت بایستی زمانتان را مدیریت کنید ، کار کردن شما همچون راهی است که فرزندتان در ابتدای آن راه قرار دارد و گاهی این بدان معناست که علائق و نیازهای شما قربانی نیازهای فرزندتان شود، اگر چه گاهی این گونه خود را اغنا ‌میکنید که هدف از کار کردنم رفاه مالی فرزندم ‌میباشد در حالی که برای کودک شما بهتر است به همان نسبت که به شرایط جسمانی او توجه دارید به شرایط روحی او نیز توجه ویژه ای بنمایید.
 

3- عاشق فرزندتان باشید اما نه خیلی زیاد:
چند بار در روز احساس عاطفه و گرمی را به کودکتان نشان دهید. به طور نمونه بارها او را بغل کنید و در آغوش خود بفشاریدش . اگر چه در فرهنگهای مختلف روشهای گوناگونی وجود دارد ، به یاد داشته باشید اگر فرزندتان کار اشتباهی انجام داد و قانونی را در خانواره نقض کرد ، باید به او روش درست را تذکر دهید و به جای انتقاد از کودک از رفتار و کارش  انتقاد کنید نه خود کودک را.
 

4- قوانین ویژه ی خانوادگی وضع کنید:
در جامعه ما قوانینی وجود دارد که به فرزندتان کمک ‌میکند تا در مدرسه و دنیای واقعی موفق عمل کند. به عنوان یک والد لازم است که قوانین خانوادگی وضع کنید تا فرزندتان یاد بگیرد که چطور خود را مطابق آن قوانین مدیریت کند.
 
برای این که فرزند بهتری داشته باشید بایستی سه سؤال در هر زمان برایتان روشن باشد:
- فرزندم کجاست ؟
- با او چه کسی است ؟ و چه ‌میکند؟
 

5- بر قوانین خانوادگی وضع شده پافشاری نمایید:
لازم است قوانین وضع شده روشن و ثابت باشند. در غیر این صورت فرزندتان گیج خواهد شد و نمی تواند به طور جدی به آنها عمل کند. قوانین خانوادگی را برای فرزندتان توضیح دهید و نشان دهید که اقتدارتان بیشتر منطقی است نه آن که زور و قدرت بر آن حاکم است . طبق این روش فرزندتان کمتر دچار چالش قرار ‌میگیرد توجه نمایید که هم پدر و هم مادر هر دو با هم فرزندشان را طبق قوانین یکسانی تربیت کند ، پس لازم است تا هر دو والد قوانین یکسانی وضع کنند و به آن عمل کنند.
 

6- تصمیمی که ‌میگیرید را برای فرزندتان توضیح دهید:
با توجه به آنکه فرزندتان تجربه و علمی را که شما در زندگی استفاده ‌میکنید را ندارد. نیاز است که به آنچه فکر ‌میکنید و تصمیمی را که گرفته اید ، با حوصله برای او توضیحاتی بدهید و لازم است که در همه ی مراحل مختلف رشدی ( در سنین مختلف ) از روشی که برای او قابل فهم است استفاده کنید.
 

7- از تنبیه کردن شدید و خشن اجتناب نمایید:
بر اساس تحقیقات به عمل آمده در تمامی اشکال تنبیهاتی که والدین استفاده ‌میکنند ، تنبیه بدنی و جسمانی بیشترین عوارض جانبی را ایجاد ‌میکند. بچه هایی که تنبیه بدنی بیشتری ‌میشوند در برخورد با کودکان دیگر از خشونت بیشتری در حل مسائلشان استفاده ‌میکنند و علت آن تقلید از والدینشان است.
 

8- وظیفه پدر و مادر بودنتان را با توجه به تناسب  مراحل مختلف رشدی کودکتان انتخاب کنید:
یک کودک در مراحل مختلف رشدی نیازهای گوناگونی دارد. شیوه های رفتاری که والدین برای یک کودک نوپا استفاده ‌میکنند از شیوه های برخورد با یک نوجوان باید متفاوت باشد. به عنوان یک والد لازم است که مراحل مختلف رشدی کودکان را بیاموزید و وظایفتان را با توجه به مراحل رشدی کودکتان در نظر بگیرید.
 

9- به فرزندتان احترام بگذارید:
بچه ها نسبت به دیگران همان رفتاری را خواهند داشت که والدینشان نسبت به آنان دارند. فکر کنید فرزندتان شخصی است همچون افراد دیگر که احتیاج دارد مورد احترام قرار گیرد، همان طور که شما نیاز دارید مورد احترام قرار گیرید. با ادب با او صحبت کنید، به عقاید او احترام بگذارید ، زمانی که او با شما صحبت ‌میکند به دقت به حرفهایش گوش دهید و همانند یک دوست با او برخورد کنید.
 

10- مستقل بودن را به کودکتان بیاموزید:
ترغیب کودک به مستقل بودن ، اگرچه برای کودک آزادی عمل به وجود ‌میآورد و در کنار آن محدودیتهایی را نیز دارد ولی به کودکتان یاد ‌میدهد که کنترل خویش را که یکی از کلیدهای موفقیت در زندگی است را در خودش تقویت نماید همواره به این نکته توجه نمایید که استقلال ، تمرد یا سرکشی نیست پس تفاوت بین تمرد و مستقل بودن را برای فرزندتان توضیح دهید. استقلال داشتن بخشی از طبیعت انسان است که فرد ‌میخواهد کنترل داشتن بر چیزهای دیگر را احساس کند نه این که به وسیله دیگران کنترل شود.

به خاطر آورید که فرزندتان توانایی کنترل کردن را دارد بنابراین لازم است ادامه ی روند آنرا یاد بگیرد
 
 
 
 
تهیه شده توسط ماهنامه کودک - رحیم تبریزی -کارشناس ارشد روان شناسی عمومی
اختصاصی سیمرغ
 

[ 1391/06/26 ] [ 08:46 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
  1. هیچ گاه نباید از دهان شما کلمه ی نامربوطی خارج شود ! فحش که سهله ! حتی از الفاظی که اندکی بو دار است نیز باید اجتناب کنید !برای مثال یه بار تو خونه داشتم می گفتم که  بنده خدایی " دهن من رو سرویس کرد ". یه دفعه دیدم یک فروند موشک کروز( استعاره از دمپایی مادرم ! که انصافا نشونه گیریش زده رو دست هرچی دارت بازه !) داره مستقیم می آد طرف دهنم ! که حالا اگه اون بنده خدا هم از خیر دهن من گذشته  ، مادرم کار نیمه تمومش رو به اتمام برسونه ! اگه فقط لحظه ای دیر به خودم جنبیده بودم الان باید عوض دندون هام ، دندون مصنوعی هام رو مسواک می زدم ! 
  2.  هیچ گاه نباید کار اشتباهی از شما سر بزند ! زیرا شما الگوی بچه های کوچکتر هستید ! مقصر اول و آخر تمام کار های آن ها شمایید !مثلا اگه زمانی بچه ی کوچکتر ناسزایی بگوید که شما با شنیدنش پاتون به زمین بچسبه و موهاتون هم سیخ بشه ، باز هم شما مقصرید ! چون این شما هستید که 5 سال پیش یه بار به اون بچه گفته اید : بی تربیت ! و همین مسئله باعث تخریب روحیات حساس اون بچه شده ! و حتی اگه 20 سال بعد هم اون بچه بره معتاد بشه باز هم شما بابت گفتن همون بی تربیت   در روی آوردن اون بچه به اعتیاد مقصرید ! اصلا ریشه تمام معضلات اجتماعی در دستان پلید شماست ! کی به شما این حق رو داده که به یه بچه ی پاک و معصوم بگید بی تربیت !!! آخه نه !! خودمونیم ! کی این حق رو به تو داده بی انصاف ! می دونی تو چی به سر اون بچه آوردی با این کارت ؟!! نه !می دونی؟!!معلومه که نمی دونی ! اگه می دونستی که اون حرف رو نمی زدی که!... (احساس خود من نسبت به کوچکتر از خودم توی خونه اینه که همیشه ی خدا چند تا جوجه اردک دنبالم هستن که از ترس اون ها حتی نمی تونم دستم رو تو دماغم بکنم ! چون به سرعت تقلید می کنن ! )
  3. در تمام داستان های دراماتیک یا غیر دراماتیک افراد خانواده این شما هستید که جور کش بقیه می شوید !یعنی چی ؟! یعنی اینکه مثلا افراد خانواده که جای خود دارند ! مادر من اگه با زن همسایه هم دعوا کند ؛ به نشانه ی اعتراض دست به اعتصاب می زند و آن وقت در  این صورت است که تمام کار های خانه اعم از پخت و پز و شستن ظروف و تمیز کردن آشپز خانه به عهده ی من است ! ( بد بختی نیست ؟!)

- تبصره : احتمال می دهم که آقا پسر ها از این مورد آخر مستثنی می باشند ! 

*اگه موارد دیگه ای به ذهن مبارکتون می رسه به این لیست اضافه کنید ! خوشحال می شم یه حزب مؤتلفه ( مؤطلفه ؟!)ی بچه های ارشد تشکیل بدهیم تا از حقوق پایمال شده ی مان دفاع کنیم !

 

** دوستا ن عزیز ! برادران گرامی ! خواهران محترمی که لطف می کنند ! منت به سر بنده می ذارن و در این وبلاگ بی صاحاب نظر می ذارن، لطف کنن اصل احترام متقابل رو رعایت کنند ! باور کنید من دلم نمی خواد که با کسی دعوا یا کل کل کنم ! اهلش هم نیستم . یه نفر هم که از دستم ناراحت می شه دو هفته عذاب وجدان می گیرم ! اگه شوخی بیش از حدی کرده ام که ناراحتتون کرده و شما هم به تلافیش حمله رو آغاز کردید ، از پشت همین تریبون(!) ازتون عذر خواهی می کنم !  خواهش می کنم که حتی اگه می خواد انتقادی هم بکنید عفت کلام رو رعایت کنید ! ( بچه  سوسول هم خودتونید ! ) بسیار بسیار ممنونم ازتون !  ( خصوصا آقا پسرها خوبه که در انتخاب کلمه هاشون موقع صحبت و یا حتی شوخی کردن با یه دختر دقت بیشتری کنن ! به این می گن فرهنگ برقراری ارتباط با یه خانوم ! برای بعدنتون می گم مادر!!!)

*** شیما و یک ! مطمئن باشید پست های سفارشی شما فراموش نشده است !در اولین فرصت گذاشته می شود

!منبع:

www.rayeheyedoost.blogsky.com
[ 1391/06/26 ] [ 08:45 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
چرا به نظر می رسد که بعضی افراد خیلی راحت نردبان ترقی را در اداره بالا می روند درحالیکه برخی دیگر سالیان سال همانجایی که بودند باقی می مانند؟
مردمان: چرا به نظر می رسد که بعضی افراد خیلی راحت نردبان ترقی را در اداره بالا می روند درحالیکه برخی دیگر سالیان سال همانجایی که بودند باقی می مانند؟

ممکن است فکر کنید که فقط به این دلیل است که این افراد قابلیت های بیشتری برای موفقیت دارند مثل مغز خوب، استعداد و پارتی. اما چیز دیگری هم به همین اندازه اهمیت وجود دارد: رفتار.

دکتر مارتین سلیگمان، نویسنده کتاب خوش بینی دریافته است که رفتار عامل تعیین کننده بهتری برای موفقیت است نسبت به IQ، تحصیلات، و سایر عوامل. او دریافت که افراد مثبت سالم تر زندگی می کنند و روابط بهتری داشته و در کارشان پیشرفت بیشتری می کنند. همچنین دریافته که افراد مثبت اندیش پول بیشتری هم در می آورند.

هرکسی می تواند رفتاری درست داشته باشد. مهم نیست که اهل کجا باشید یا استعداد ذاتیتان چقدر باشد، رفتار صحیح تفاوت بزرگی در کار شما ایجاد خواهد کرد. سعی کنید این ۱۰ رفتار را جزء خصایص خود درآورید تا همیشه کارمندی موفق باشید:

۱٫ من مسئول سرنوشت خود هستم.

اگر در سراسر زندگی کاری خود منتظر اتفاقی هیجان انگیز باشید، احتمالاً انتظارتان طولانی خواهد شد. متخصصین موفق کسانی هستند که خودشان بیرون می روند و این اتفاق را به وجود می آورند. پس سعی کنید به طریقی متفاوت تر به کار خود نگاه کنید. کارتان را تا حد نهایت پیشرفت بالا خواهید برد و مسئول آن فقط و فقط خودتان هستید.

۲٫ هر چیزی ممکن است.

فکر می کنید هیچوقت نمی توانید به مقام نایب رئیس شرکت ارتقاء پیدا کنید؟ پس مطمئن باشید که نمی توانید. یادتان باشد: اگر فکر کنید که نمی توانید، به احتمال خیلی زیاد نخواهید توانست.

۳٫ هیچکاری آنقدر کوچک نیست که خوب انجامش دهید.

هیچوقت نمی دانید که دیگران متوجه شما خواهند شد یا نه. این یک دلیل برای این است که به کارتان افتخار کنید—به همه آن. مدیرعامل شرکتی می گفت که اولین کارش این بوده که ذخیره انبار را چک کند و خیلی زود به خاطر تلاش های خود و کار خوبش شناخته شد. دفعه بعدی که می خواستید کارتان را سر هم بندی کنید چون فکر می کنید کسی متوجه کار شما نیست این را به یاد داشته باشید.

۴٫ تک تک افراد یک ارتباط مهم برای شما تلقی می شوند.

بااینکه لازم است در محیط کار خشن باشید، اما می توانید با اطرافیان خود با مهربانی رفتار کنید. فکر می کنید اهمیتی ندارد که رابطه ی خوبی با منشی مدیرعامل برقرار کنید؟ مطمئن باشید که خیلی کمکتان خواهد کرد. با اطرافیانتان مودبانه رفتار کنید چون نمی دانید این آدم ها کجا به دردتان خواهند خورد.

۵٫ من برای انجام اینکار و … کار بالاتر از این ساخته شده ام.

اگر تمام روز را به این فکر کنید که برای انجام آنکاری که مسئولیتش را گرفته اید ساخته نشده اید، کاراییتان به شدت پایین خواهد آمد. ممکن است کارتان به طور کامل با شما سازگار نباشد اما کارمندان موفق طوری رفتار می کنند که انگار کار رویاهای خود را دارند، مهم نیست که کارشان چه باشد.

۶٫ اینکه چه می دانم کافی نیست، اینکه چه کسانی را می شناسم هم مهم است.

کارمندان موفق از اهمیت ارتباطات چه داخل و چه خارج از شرکت باخبرند. باید بتوانید فعالانه ارتباطاتی تخصصی برای خود جور کنید. همکارتان را برای ناهار بیرون دعوت کنید. بعد از کار با چند نفر از همکارانتان به رستوران یا کافه بروید. عضو انجمن تخصصیتان شوید. برای آینده تان ارتباط سازی کنید.

۷٫ چه کار دیگری می توانم انجام دهم؟

ازآنجا که سرنوشتتان دست خودتان است، برای پیدا کردن راه های ارتقاء و پیشرفت در کارتان، باید به خود کارتان توجه کنید. برای گرفتن یک پروژه اضافی داوطلب شوید. یک مهارت تازه یاد بگیرید که توجه بالا دستی ها را به شما بیشتر کند. برای کمک به همکارانتان تا دیروقت سر کار بمانید. کارمندان موفق کسانی نیستند که فقط کارشان را انجام دهند و بعد محل کار را ترک کنند. آنها دنبال راه های دیگری برای جلب توجه دیگران هستند.

۸٫ شکست راه را برای موفقیت باز می کند.

بااینکه اینطور به نظر می رسد که بعضی ها اصلاً در هیچ کاری با شکست مواجه نشده اند، واقعیت این است که شکست برای همه اتفاق می افتد. تفاوت بین افراد موفق و ناموفق در طریقه برخورد آنها با شکست هایشان است. آنها که به موفق می رسند کسانی هستند که از اشتباهاتشان درس گرفته و جلو می روند.

۹٫ من بزرگترین طرفدار خودم هستم.

منتظر این هستید که یک نفر در شرکت استعدادها و تلاشهای شما را کشف کند؟ شاید دیگر وقتش رسیده باشد که شیپور تشویقتان را خودتان بزنید. درمورد دستاوردهایتان و کارهایی که برای شرکت کرده اید، حرف بزنید. کارمندان موفق می دانند چطور دستاوردها و موفقیت هایشان را بدون اینکه پرادعا به نظر برسند به گوش همه برسانند.

۱۰٫ دستگاه فرصت سنج من هیچوقت خاموش نمی شود.

بله، روزهایی خواهد بود که فقط می خواهید با وضعیت موجود شاد باشید اما یادتان باشد که کارمندان موفق همیشه دنبال فرصت های پیشرفت هستند. همیشه چشمها، گوش ها و ذهنتان را برای یافتن فرصت های خوب باز نگه دارید چون نمی دانید که چه وقت فرصتی پیش می آید که روند کارتان را تغییر دهید.

منبع : بهترینها
[ 1391/06/26 ] [ 08:38 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

اُرچینه: فرهنگ جامع واژه‌ها و اصطلاحات آباده‌ای

اُرچینه: فرهنگ جامع واژه‌ها و اصطلاحات آباده‌ای

خبرگزاری نوآک-لغات و اصطلاحات آباده ای،همه و همه در یک وبسایت جمع آوری خواهند شد.

به گزارش خبرگزاری نوآک،ارچینه وبسایتی دیگر از پورتال خبری قلم آباده است که به جمع آوری لغات و اصطلاحات آباده ای می پردازد.

یکی از ویژگی های بارز این تارنما کاربری آن است یعنی هر شخص می تواند واژه های جدید را به این مجموعه اضافع کرده و دیدگاه خود را به اشتراک بگذارد.

اُرچینه هم‌اکنون مراحل پایانی کدنویسی را سپری می‌کندو بزودی به صورت آزمایشی راه‌اندازی خواهد شد و پس از آن همه می‌توانند در اُرچینه نام‌نویسی کرده و از تارگاه استفاده کنند.


[ 1391/06/26 ] [ 08:35 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

گردهمایی دوستداران میراث فرهنگی شمال فارس

گردهمایی دوستداران میراث فرهنگی شمال فارس

خبرگزاری نوآک - مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری فارس از برگزاری نخستین گردهمایی بزرگ دوستداران میراث فرهنگی منطقه شمال استان با عنوان میراثی برای فردا  خبرداد.مقارن ۲۷ شهریورماه درشهرستان خرمبید

به گزارش خبرنگار نوآک از شیراز،این گردهمایی با هدف بررسی تآثیر مشارکت مردم درحفاظت از آثار تاریخی و داشته ها و هویت ملی در ۲۷ شهریورماه درشهرستان خرمبید برگزار خواهد شد .

لازم به ذکر است دراین گردهمایی دوستداران میراث فرهنگی شهرستان آباده نیز حضور خواهند داشت.این گردهمایی ها در چهار نقطه شمال، مرکز، شرق و جنوب و غرب استان فارس برگزار می شود.

انتهای خبر/ه


[ 1391/06/26 ] [ 08:33 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
زوج هایی که عادت های مشابهی دارند زندگی بادوام تری خواهند داشت و در واقع ازدواج آنها موفق تر خواهد بود. اگر بین یک زن و شوهر فقط یکی از آنها سیگاری باشد احتمال جدایی بین آنها خیلی بیشتر از زوج هایی است که یا هر دو سیگاری هستند یا هر دو کلا سمت سیگار نمی روند. عادت های مشابه حتی به شکل منفی زندگی زناشویی را بادوام تر می کند.
چرا بعضی از ازدواج ها برای همیشه دوام می آورند اما بعضی دیگر در کشمکش غرق می شوند و در نهایت هم محکوم به شکست هستند. آخرین تحقیقات روانشناسان اگر توسط زوج ها جدی گرفته شود قطعا می تواند کمک شایانی در حفظ ازدواج باشد. کافی است سرنخ های کوچک را کمی جدی بگیرید. سرنخ هایی که می تواند در یک عکس قدیمی دوران دبیرستان شما وجود داشته باشد و یا حتی در یک مبل راحتی اتاق نشیمنتان خودنمایی کند. ۱۰راه برای داشتن یک ازدواج ضدضربه.

● برای آشتی پیش قدم شوید
آیا شما کسی هستید که بعد از جروبحث قدم اول را برای عذرخواهی کردن برمی دارد؟ جدیدترین تحقیقات نشان می دهد که اگر یکی از شما دو نفر بلافاصله بعد از جروبحث برای آشتی قدم برمی دارید و اخم کردن را کنار می گذارید پس ازدواج محکمتری نسبت به دیگر زوج هایی دارید که هیچکدام حاضر نیستند برای پایان دادن به یک دعوا پیشقدم شوند و از دل دیگری در بیاورند.

● گذشت هم اندازه دارد
گذشت اتفاق بسیار جالب توجهی است. خیلی از زنان از آنچه که می خواهند به راحتی چشم پوشی می کنند تا همسرانشان را خوشحال کنند اما تحقیقات اخیر نشان داده گذشت بیش از حد گاهی اوقات دردسرسازی می شود. با این وصف زنانی که کمتر از حقوق طبیعی و منطقی خود چشم پوشی می کنند ازدواج های موفق تری نسبت به بقیه دارند.

● با هم بخندید
این یک نشانه خوب است. خندیدن استرس را کم می کند. این را بدانید که اگر کمتر بخندید استرس بیشتری خواهید داشت و همین مسأله می تواند تأثیر مستقیمی روی زندگی زناشویی شما داشته باشد. بنابراین سعی کنید این استرس را از بین ببرید. برای این کار دم دست ترین راه را انتخاب کنید. مثلا هفته ای یکبار یک فیلم کمدی اجاره کنید و هر دو با هم تماشا کنید تا در واقع به لحاظ روحی هر چند روز یکبار ریکاوری کرده باشید. این ریکاوری همان خندیدن با یکدیگر است.

● جملات مثبت را از هم دریغ نکنید

معمولا هر چند وقت یکبار به همسرتان «بله» می گویید؟ یا یک واژه مثبت دیگر. روانشناسان بر این باورند که تعداد جمله های مثبت و منفی که در یک محاوره معمول بین شما و همسرتان رد و بدل می شود تأثیر بسزایی در دوام زندگی زناشویی شما دارد. اگر در مقابل هر یک جمله نه چندان خوشایندی که هر از گاهی بین شما و همسرتان رد و بدل می شود ۵جمله زیبا و دوست داشتنی به یکدیگر بگویید شک نکنید که زندگی مشترک شما با دوام تر خواهد شد.

● شما شروع کنید، او تمام
جمله هایی که از شما و همسرتان شنیده می شود به خوبی نشان می دهد که چقدر شبیه هم هستید. شما جمله ای را شروع می کنید و همسرتان ناخودآگاه آن را همانطور تمام می کند که شما انتظارش را داشتید. این یعنی اوج شباهت. اگر این اتفاق برای شما می افتد بدانید که بسی خوشبخت هستید.

● لبخند بزنید
تحقیقات اخیری در هندوستان روی ۶۵۰نفر از مردمان میانسال نشان داده آن عده که در عکس های دوران نوجوانی شان بیش از بقیه لبخند به لب دارند در زندگی زناشویی خود موفق تر بوده اند و البته خبر بد برای آن دسته از افرادی که در دوران نوجوانی همواره روی مودهای بی حوصلگی بوده اند و کمتر لبخند به لب داشته اند اینکه زندگی زناشویی آن در خطر است

● خوب بخوابید
خواب شبانه بد می تواند روز شما را خراب کند. چطور؟ کاملا طبیعی است وقتی خوب نمی خوابید روز بعد اعصاب و روان تان به هم ریخته است و در نتیجه هیچ بعید نیست در آن روز خاص روابط خانوادگی تان را هم درست به خاطر بی حوصلگی به تنش بکشانید. اگر این بدخوابی ها تکرار شود آنوقت تنش هم به جز لاینفک زندگی شما تبدیل خواهد شد. پس سعی کنید شب ها کامل و منظم بخوانید.

● جملات رومانتیک فراموش نشود
«من آشغال ها را بیرون گذاشتم»، «من ظرف ها را شستم» گاهی اوقات این جملات می توانند بسیار رمانتیک باشند به خصوص وقتی مخاطب شما همسرتان باشد. بهتر است در کارهای خانه مشارکت وجود داشته باشد چون اگر همه امورخانه تأکید می کنیم همه امور فقط به عهده یکی از شما دونفر باشد آن فرد به مرور زمان احساس بی ارزش بودن می کند این موضوع برای زندگی شما خطرناک خواهد بود.

● از تو متشکرم
خوشبختی گاهی فقط در سه کلمه خلاصه می شود.«از تو متشکرم» همسرانی که در قبال کارهی کوچکی که برای هم انجام می دهند از این سه کلمه استفاده می کنند و به زبان ساده قدردان زحمات ریز و درشت یکدیگر هستند زندگی محکم تری خواهند داشت. اگر بابت کاری از شما قدردانی شود طبیعی است که مایل به تکرار آن هستید. خوب دقت کنید. این اتفاق به یک مکانیزم چرخشی در زندگی شما تبدیل می شود. این هم درست همان چیزی خواهد بود که لازمه خوشبختی شماست.

● شبیه هم باشید
زوج هایی که عادت های مشابهی دارند زندگی بادوام تری خواهند داشت و در واقع ازدواج آنها موفق تر خواهد بود. اگر بین یک زن و شوهر فقط یکی از آنها سیگاری باشد احتمال جدایی بین آنها خیلی بیشتر از زوج هایی است که یا هر دو سیگاری هستند یا هر دو کلا سمت سیگار نمی روند. عادت های مشابه حتی به شکل منفی زندگی زناشویی را بادوام تر می کند.

● تلفن ها را کوتاه کنید
وقتی در طول روز همسرتان سرکار است بدنیست یکی، دوباری با یک تلفن کوتاه احوال او را بپرسید. البته تأکید بر تلفن کوتاه است آن هم حداکثر دوبار در روز چه اینکه بیشتر از این ممکن است اوضاع را خراب کند. زنگ بزنید و برای یک دقیقه فقط حالش را بپرسید و یک خسته نباشید به او بگویید. حرف های بیشتر را بگذارید برای وقتی که او به خانه بازمی گردد. اگر پای تلفن مکالمه را طولانی کنید آن هم بدون توجه به اینکه همسرتان سرکار است و از هر موضوعی حرف بزنید هم او را کلافه کرده اید هم دیگر حرفی برای شب هنگام که به خانه برمی گردد و باقی نگذاشته اید.
دنبالک ها: عصر ایران،
[ 1391/06/26 ] [ 08:29 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

چگونه برای خود دوست انتخاب کنیم

دوستی

دوستانم! باید بدانیم انتخاب دوست در مسیر زندگی از مهم ترین مسائل برای هر شخص است و نقش او مانند یک معلمی است که هر لحظه افکارش بر ما تاثیر می گذارد پس در انتخاب دوست دقت کافی داشته باشیم تا مسیر زندگی صحیح را به ما نشان دهد، اگر زندگی بزرگان و اشخاص موفق را بیشتر مطالعه کنید، در می یابیم که همیشه رد پای یک دوست خوب در ساحل هستی آنها بوده است. بیایید همین امروز تکلیف دوستان خود را روشن سازیم.با صداقت و آگاهی کامل دوست انتخاب کنیم و سعی کنیم اوقات فراغت خود را در کنار کسی سپری سازیم که از وجود آن ها استفاده مثبت برده باشیم و آنها بتوانند راهی درست برای شما نشان دهند.

فراموش نکنیم بعد از پدر و مادر و معلم، دوست یگانه سازنده و پروش دهنده ی جان و تن ماست و نقش مهمی در زندگی و حتی سرنوشت ما بازی می کنند. با بودن در کنار دوستان خوب ، احساس آرامش می کنیم و همواره در مسیری درست گام برمی داریم.پس دوستان خوب و واقعی سرمایه های باارزشی هستند، سعی کنیم دوستی هایمان را حفظ کنیم و به دلیل اختلاف نظرهای بی اهمیت و بی ارزش، ارتباط خود را با آنان قطع نکنیم.

بعضی از شما عزیزان به جای آن که رازی را با پدر و مادر خود در میان بگذارید و از آن ها یاری بخواهید، متاسفانه به سراغ دوستان خود می روید غافل از این که او نیز مثل شماست و تجربه ای ندارد و راهنمای خوبی برای شما نخواهد بود.پس از آن ها راهنمایی نخواهید بلکه از پدر و مادر و یا مربیان مدرسه کمک بگیرید و هر کسی را برای دوستی انتخاب نکنید و با او به گفتگو ننشینید.

رسول اکرم (ص) می فرمایند: کسی که تو به حقوق او توجه داری ولی او به حق تو توجه نکند، شایسته دوستی نیست. در انتخاب دوست ، باید دقیق باشید زیرا بیشترین اثر را بر روی اخلاق و رفتار، حتی در درس خواندن شما خواهد داشت.

دوست، راهنما و دلیل راه است و چاه در کنار راه. هر کس از راه بدر رود در چاه افتد. دوست خوب صفات پسندیده تو را تقویت می کند و صفات ناپسند تو را گوشزد می نماید. حتماً در گذشته برای شما یا اطرافیان شما اتفاق افتاده است که بعد از دوستی طولانی با کسی، تازه متوجه می شود که گویی انسان دیگری شده است و صفات پسندیده اش را بیدار کرده و صفات ناپسندش کمرنگ گشته است، این اثر یک دوست خوب است و برعکس...

دوستان عزیز! سعی کنیم اطرافیان و دوستانمان را با خودمقایسه نکنیم زیرا وقتی احساس برتری می کنیم، احساس رضایت خواهیم داشت و برعکس این مورد ما احساس حقارت و یا غم و اندوه خواهیم نمود.

دوستی

عزیزانم! وقتی به دیدار دوستان خود می رویم، سعی کنیم از موفقیت ها و خوبی ها صحبت کنیم و با خلوص نیت یکدیگر را دوست داشته باشیم، به این ترتیب شفقت و مهربانی در وجود ما رشد می کند.از موفقیت دوستان خود خوشحال شویم و در مواقع نیاز، به آن ها کمک و یاری رسانیم.

در انتخاب دوست دقت لازم را انجام دهیم و قدر دوستی هایمان را بدانیم و آگاهانه با کسی طرح دوستی و رفاقت بریزیم که شایستگی آن را داشته باشد تا گمراه نگردیم.در این صورت موفقیت از آن ما خواهد بود.

 

 

بخش کودک و نوجوان تبیان
[ 1391/06/26 ] [ 08:26 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]


پاسارگاد - آرامگاه کوروش

آرامگاه کورش هخامنشی

از فرمان حقوق بشر کورش یا استوانه کوروش، به عنوان کهن ترین سند کتبی از دادگستری و مراعات حقوق بشر در تاریخ و مایه مباهات


کورش فرزند کمبوجیه و ماندانا بر پدر بزرگ خویش استاگ شورید و پادشاهی ایران را در دست گرفت و دودمان هخامنشیان را بنیاد نهاد.

در سال 546 قبل از میلاد , کراسوس شاه لیدیا با اندیشه پیروزی بر سرزمین پارسیان یورشبر ایران زمین را آغاز کرد. وی پیش از یورش, از کاهن معبد دلفی در یونان در زمینه یورش به پارسیان نگر(نظر)خواهی کرد و کاهن به او وعده داد که اگر حمله کند, امپراطوری بزرگی را نابود خواهد کرد.جنگ با ایران برای لیدیا یک فاجعه تاریخی بود. کروسوس بسختی شکست خورد. کورش خاک لیدیا را در هم نوردید. کروسوس به اسارت ایرانیان در آمد و خاک لیدیا(ترکیه فعلی) ضمیمه شاهنشاهی کورش قرار گرفت و مرزهای شرقی ایران به دریای اژه رسید. کورش کراسوس را بخشید و از او یک فرمانده با وفا ساخت و بعدها همین کراسوس و ارتش لیدیا برای پیشبرد هدفهای امنیت گسترانه کورش نبردها کردند.

کورش که شخصیتی آزاد اندیش و عاری از پی دورزی(تعصب) بود , خدایان و ادیان ملل شکست خورده را به رسمیت شناخت , همگان را در اجرای مراسم دینیشان آزاد گذاشت, معابدشان را در زیر پوشش کمکهای دولتی قرار داد و بدینسان دل های همه ی ملت های مغلوب را بسوی خویش جلب کرد. چشم تاریخ تا آن هنگام چنان فاتح پر مهر و شفقتی را به خود ندیده بود و ملت های مغلوب در برابر این همه مهر و بزرگواری چاره ای جز محبت او را نداشتند و دوستی او در دل همه اقوام تحت قرمانروائی ایران ریشه دواند.

پس از اینکه مرزهای شرقی ایران در جوار بابل قرار گرفت, آوازه انساندوستی و بزرگمنشی کورش به میانرودان رسید و بابلیان را که از جور ستمگری به نام نبونهید به تنگ آمده بودند بر آن داشت که دست استمداد بسوی کورش دراز کنند. فتح امپراطوری بابل برای کورش با همکاری مردم بابل و هماهنگی روحانیون مردوخ انجام شد.

کورش با ایمان به سرزمین ایران , جهان گشائی را به هدف برقرار کردن آشتی و آسایش و برابری و از میان بردن ستم و ناراستی انجام میداد. هر کشوری را که گشود, فرمانروائیش را دوباره به همان حکومتگران پیشین واگذاشته بود تا از سوی او سرزمین خودشان را با دادگری اداره کنند. در هیچ جا به معابد و متولیان امور دینی ملل مغلوب آسیب وارد نکرد

کورش پس از تسخیر بابل اعلام بخشش همگانی کرد, ادیان بومی را آزاد اعلام کرد, هیچ انسانی را به بردگی نگرفت و سپاهیانش را از تجاوز به جان و مال رعایا باز داشت و دستور داد خرابیهای جنگ را بازسازی کنند و در این راه خود پیش قدم شد و شروع به بازسازی دیوار شهر کرد. در میانرودان چهل هزار یهودی توسط شاهان آشور و بابل برای بردگی به این منطقه آورده شده بودند. کورش دستور آزادی آنها را صادر کرد و به آنها وعده داد موجبات برگشتشان را به سرزمینشان فراهم کند.بعد از فتح میانرودان, شام(سوریه) . فینیقیه و فلسطین نیز ضمیمه خاک ایران شدند

در استوانه معروف به اعلامیه حقوق بشر این پادشاه انساندوست چنین نوشته است:

منم کورش شاه جهان, شاه بزرگ, شاه شکوهمند, شاه بابل, شاه سومر و اکاد, شاه چهار اقلیم بزرگ جهان, پور کمبوجیه شاه بزرگ شاه انشان, نوه کورش شاه بزرگ شاه انشان, از دودمان شاهان روزگاران دور.... هنگامی که دوستانه قدم درون بابل نهادم و در میان هلهله های شادی مردم کاخ شاهان و تختگاه آنها را به تصرف در آوردم سلطان بزرگ مردوخ دلهای نیک مردان بابل را با من همراه ساخت زیرا من همواره بر آن بودم که او را بزرگ بدارم و بستایم. سپاه بزرگ من در آرامش و نظم وارد بابل شدند من به هیچکس اجازه ندادم که در سومر و اکاد دست به تجاوز و تعدی بزند.من در بابل و دیگر شهر های مقدس نظم و امنیت برقرار کردم.از آن پس مردم بابل به آزادی رسیدند و یوغ بردگی از دوششان برداشته شد... مردم این سرزمینها را به سرزمینهایشان برگرداندم و املاکشان را به آنان باز دادم.

 

رفتار انساندوستانه کورش با اقوام معلوب از او یک شخصیت مقدس و مافوق بشری ساخت. روحانیون بابل او را پیامبر مردوخ , و انبیای اسرائیل او را شبان یهوه و مسیح موعود و تجسم عینی خدای دادگستر خوانده اند. مسلمانان او را ذوالقرنین می دانند.که نامش در قرآن آمده است . و چه زیبا گفته است ارد بزرگ که : کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .

مرزهای کشور کورش در شرق از حدود رود سند و رود سیحون آغاز می شد و در غرب به دریای مدیترانه و دریای اژه می رسید.نقش کورش در سازندگی تاریخ اهمیت ویژه ای دارد. در این زمینه گزینوفون  می گوید: "کشور کورش بزرگترین و شکوهمندترین بود و این سرزمین پهناور را کورش به نیروی تدبیرش یک تنه اداره می کرد. کورش چنان به ملتهائی که در این سرزمینها می زیستند دلبستگی داشتو از آنها مواظبت می نمود که گوئی همه آنها فرزند اویند.مردم این سرزمینها نیز به بوبه خود ویرا پدر و سرپرست غمخوار خودشان می دانستند. کارگزاران دولت در عهد کورش به تمامی عهد و پیمانها و سوگندهایشان وفاداری نشان میدادند و از او فرمان می بردند."

کورش پس از حدودا 23 سال فرمانروائی درگذشت و پیکرش در پاسارگاد به خاک سپرده شد.

 http://tradea.org/uploads/p/pandha/1682.jpg

 

منشور کورش بزرگ (اولین اعلامیه حقوق بشر) :


اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنم :
که تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد

دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .

من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ،
هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کرد
و هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننماید
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .

من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،
کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت
و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .

من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگر
بدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نماید

من تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیرد
و بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وادارد .

من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ، بپرسد
و در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ،
مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ،

و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ،
مشروط به اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند .

من اعلام می کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده ، مجازات کرد ،
مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع است
و اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگران

من تا روزی که به یاری مزدا ، سلطنت می کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنیز بفروشند
و حکام و زیر دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوند
و رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد .

و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

 

 

مشاهیر جهان در مورد کوروش کبیر می گویند :


کنت دوگوبینو (مورخ فرانسوی):

تا کنون هیچ انسانی موفق نشده است اثری را که کورش در تاریخ جهان باقی گذاشت، در افکار میلیون ها مردم جهان بوجود آورد. من باور دارم که اسکندر و سزار و کورش که سه مرد اول جهان شده اند کورش در صدر آنها قرار دارد. تا کنون کسی در جهان بوجود نیامده است که بتواند با او برابری کند و او همانطور که در کتابهای ما آمده است مسیح خداوند است. قوانینی که او صادر کرد در تاریخ آن زمان که انسانها به راحتی قربانی خدایان می شدند بی سابقه بود.


 

کلمان هوار :

کورش بزرگ در سال ۵۵۰ قبل از میلاد بر اریکه پادشاهی ایران نشست. وی با فتوحاتی ناگهانی و شگفت انگیز امپراتوری و شاهنشاهی پهناوری را از خود بر جای گذاشت که تا آن روزگار کسی به دنیا ندیده بود. کورش سرداری بزرگ و سرآمد دنیای آن روزگار بود. او اقوام مختلف را مطیع خود کرد. او اولین دولت مقتدر و منظم را در جهان پایه ریزی کرد. برای احترام به مردمان کشورهای دیگر معابدشان را بازسازی کرد. وی پیرو دین یکتا پرستی مزدیسنا بود. ولی به هیچ عنوان دین خود را بر ملل مغلوب تحمیل ننمود.


 

اخیلوس (آشیل) شاعر نامدار یونانی (در تراژدی پارسه):

کورش یک تن فانی سعادتمند بود. او به ملل گوناگون خود آرامش بخشید. خدایان او را دوست داشتند. او دارای عقلی سرشار از بزرگی بود.


 

بوسویه(سیاستمدار وشاعر فرانسوی)( ۱۷۶۸ ۱۸۴۸ میلادی):

ایرانیان از دوران حکومت کوروش به بعد عظمت و بزرگواری معنوی خاصی را اساس حکومت خود قرار دادند براستی چیزی عالی تر از آن وحشت فطری نیست که ایشان از دروغ گفتن داشتند و همیشه آن را گناهی شرم آور می دانستند


 

مولانا ابوالکلام احمد آزاد فیلسوف هندی :

کورش همان ذوالقرنین قرآن است. وی پیامبر ایران بود زیرا انسانیت و منش و کردار نیک را به مردمان ایران و جهان هدیه داد. سنگ نگاره او با بالهای کشیده شده به سوی خداوند در پاسارگاد وجود دارد.


 

دیودوروس سیسولوس (۱۰۰ پس از میلاد):

کورش پسر کمبوجیه و ماندان در دلاوری و کارآیی خردمندانه حزم و سایر خصایص نیکو سرآمد روزگار خود بود. در رفتار با دشمنان دارای شجاعتی کم نظیر و در کردار نسبت به زیر دستان به مهر و عطوفت رفتار میکرد. پارسیان او را پدر می خواندند.


 

فرانسوا شاتوبراین نویسنده بزرگ فرانسوی :

کوروش بزرگ که تاج پادشاهی ماد و پارس را بر سر نهاده بود بزرگترین امپراتوری دوران کهن را بوجود آورد ولی اداره این امپراتوری را بر اساس حکومت مطلقه قرار نداد،زیرا نیمی از قدرت به شورایی تعلق داشت که قسمتی از مقام سلطنت را تشکیل می داد.از لحاظ عدل و قوانین که او برای حکومت وضع کرد و بعدا قوانین قضایی حکومتی ایران شد ، قوانین بی آلایش بود.




ارد بزرگ (بزرگترین فیلسوف و حکیم معاصر ایرانی) :

کورش نماد فرمانروایان نیک اندیش است و نام او می ماند ، چرا که از راستی و کمک به آدمیان روی برنگرداند .




افلاطون (۴۷۷ تا ۳۴۷ پیش از میلاد):

پارسیان در زمان شاهنشاهی کورش اندازه میان بردگی و آزادگی را نگاه می داشتند. از اینرو نخست خود آزاد شدند و سپس سرور بسیاری از ملتهای جهان شدند. در زمان او (کورش بزرگ) فرمانروایان به زیر دستان خود آزادی میدادند و آنان را به رعایت قوانین انسان دوستانه و برابری ها راهنمایی می کردند. مردمان رابطه خوبی با پادشاهان خود داشتند از این رو در موقع خطر به یاری آنان می شتافتند و در جنگ ها شرکت می کردند. از این رو شاهنشاه در راس سپاه آنان را همراهی می کرد و به آنان اندرز می داد. آزادی و مهرورزی و رعایت حقوق مختلف اجتماعی به زیبایی انجام می گرفت.


 

گزنفون (۴۴۵ پیش از میلاد):

مهمترین صفت کورش دین داری او بود. او هر روز قربانیان برای ستایش خداوند می کرد. این رسوم و دینداری آنان هنوز در زمان اردشیر دوم هم وجود دارد و عمل می شود. از صفت های برجسته دیگر کورش عدل و گسترش عدالت و حق بود.

ما در این باره فکر کردیم که چرا کورش به این اندازه برای فرانروایی عادل مردمان ساخته شده بود. سه دلیل را برایش پیدا کردیم. نخست نژاد اصیل آریایی او و بعد استعداد طبیعی و سپس نبوغ پروش او از کودکی بوده است.

کورش نابغه ای بزرگ، انسانی والامنش، صلح طلب و نیک منش بود. او دوست انسانها و طالب علم و حکمت و راستی بود. کورش عقیده داشت پیروزی بر کشوری این حق را به کشور فاتح نمی دهد تا هر تجاوز و کار غیر انسانی را مرتکب شود. او برای دفاع از کشورش که هر ساله مورد تاخت و تاز بیگانگان قرار می گرفت امپراتوری قدرتمند و انسانی را پایه گذاشت که سابقه نداشت. او در نبردها آتش جنگ را متوجه کشاورزان و افراد عام کشور نمی کرد. او ملتهای مغلوب را شیفته خود کرد به صورتی که اقوام شکست خورده که کورش آنان را از دست پادشاهان خودکامه نجات داده بود وی را خداوندگار می نامیدند. او برترین مرد تاریخ، بزرگترین، بخشنده ترین، پاک دل ترین انسان تا این زمان بود.

 


هارولد لمب (دانشمند امریکایی) :

در شاهنشاهی ایران باستان که کورش سمبول آنان است آریایی ها در تاجگذاری به پندار نیک گفتار نیک کردار نیک سوگند یاد می کردند که طرفدار ملت و کشورشان باشند و نه خودشان. که این امر در صدها نبرد آنان به وضوح دیده می شود که خود شاهنشاه در راس ارتش به سوی دشمن برای حفظ کیان کشورشان می تاخته است.


 

پاپ کلمنت پنجم(در وصف کورش بزرگ):

برای ما همین قدر که تو جانشین عادل هستی کافی است که ترا با نظر احترام بنگریم.


 

پرفسور ایلیف انگلیسی:

در جهان امروز بارزترین شخصیت جهان باستان کورش شناخته شده است. زیرا نبوغ و عظمت او در بنیانگذاری امپراتوری چندین دهه ای ایران مایه شگفتی است. آزادی به یهودیان و ملتهای منطقه و کشورهای مسخر شده که در گذشته نه تنها وجود نداشت بلکه کاری عجیب به نظر می رسیده است از شگفتی های اوست.


 

دکتر هانری بر( دانشمند فرانسوی) :

این پادشاه بزرگ یعنی کورش هخامنشی برعکس سلاطین بی رحم و ظالم بابل و آسور بسیار عادل و رحیم و مهربان بود زیرا اخلاق روح ایرانی اساسش تعلیمات زردشت بوده. به همین سبب بود که شاهنشاهان هخامنشی خود را مظهر صفات (خشترا) می شمردند و همه قوا و اقتدار خود را از خدواند دانسته و آنرا برای خیر بشر و آسایش و سعادت جامعه انسان صرف می کردند.




ژنرال سرپرسی سایکس(ژنرال، نویسنده، و جغرافیدان انگلیسی) (پس از دیدار از آرامگاه کورش بزرگ):

من خود سه بار این آرامگاه را دیدار کرده ام، و توانسته ام اندک تعمیری نیز در آنجا بکنم، و در هر سه بار این نکته را یاد آورده شده ام که زیارت آرامگاه اصلی کورش، پادشاه بزرگ و شاهنشاه جهان، امتیاز کوچکی نیست و من بسی خوشبخت بوده ام که به چنین افتخاری دست یافته ام. براستی من در گمانم که آیا برای ما مردم آریایی (هند و اروپایی) هیچ بنای دیگری هست که از آرامگاه بنیادگذار دولت پارس و ایران ارجمندتر و مهمتر باشد.




پرفسور گیریشمن :

کمتر پادشاهی است که پس از خود چنین نام نیکی باقی گذاشته باشد. کورش سرداری بزرگ و نیکوخواه بود. او آنقدر خردمند بود که هر زمانی کشور تازه ای را تسخیر می کرد به آنها آزادی مذهب میداد و فرمانروای جدید را از بین بومیان آن سرزمین انتخاب می نمود. او شهر ها را ویران نمی نمود و قتل عام و کشتار نمی کرد. ایرانیان کورش را پدر و یونانیان که سرزمینشان بوسیله کورش تسخیر شده بود وی را سرور و قانونگذار می نامیدند و یهودیان او را مسیح خداوند می خوانند.




کنت دوگوبینو فرانسوی :

شاهنشاهی کورش هیچگاه در عالم نظیر نداشت. او به راستی یک مسیح بود زیرا به جرات میتوان گفت که تقدیر او را چنین برای مردمان آفرید تا برتر از همه جهان آن روز خود باشد. نیکلای دمشقی کورش شاهنشاه پارسیان در فلسفه بیش از هر کس دیگر آگاهی داشت. این دانش را نزد مغان زرتشتی آموخته بود.



 
هرودوت ( ۴۸۴ تا ۴۲۵ پیش از میلاد):

هیچ پارسی یافت نمی شد که بتواند خود را با کورش مقایسه کند. از اینرو من کتابم را درباره ایران و یونان نوشتم تا کردارهای شگفت انگیز و بزرگ این دو ملت عظیم هیچگاه به فراموشی سپرده نشود. کورش سرداری بزرگ بود. در زمان او ایرانیان از آزادی برخوردار بودند و بر بسیاری از ملتهای دیگر فرمانروایی می نمودند بعلاوه او به همه مللی که زیر فرمانروایی او بودند آزادی می بخشید و همه او را ستایش می نمودند. سربازان او پیوسته برای وی آماده جانفشانی بودند و به خاطر او از هر خطری استقبال می کردند.


 

ویل دورانت :

کورش از افرادی بوده که برای فرمانروایی آفریده شده بود. به گفته امرسون همه از وجود او شاد بودند. روش او در کشور گشایی حیرت انگیز بود. او با شکست خوردگان با جوانمردی و بزرگواری برخورد می نمود. بهمین دلیل یونانیان که دشمن ایران بودند نتوانستد از آن بگذرند و درباره او داستانهای بیشماری نوشته اند و او را بزرگترین جهان قهرمان پیش از اسکندر می نامند. او کرزوس را پس از شکست از سوختن در میان هیزم های آتش نجات داد و بزرگش داشت و او را مشاور خود ساخت و یهودیان در بند را آزاد نمود. کورش سرداری بود که بیش از هر پادشاه دیگری در آن زمان محبوبیت داشت و پایه های شاهنشاهی اش را بر سخاوت و جوانمردی بنیان گذاشت.


 

پرفسور کریستن سن( ایران شناس شهیر) :

شاهنشاه کورش بزرگ نمونه یک پادشاه “جوانمرد” بوده است. این صفت برجسته اخلاقی او در روابط سیاسی اش دیده می شده. در قواینن او احترام به حقوق ملتهای دیگر و فرستادگان کشورهای دیگر وجود داشته است و سر لوحه دولتش بوده. که این قوانین امروز روابط بین الملل نام گرفته است.


 

آلبر شاندور فرانسوی :

کورش یکسال پس از فتح بابل برای درگذشت پادشاه بابل عزای ملی اعلام نمود. برای کسی که دشمن خودش بود. او مطابق رسم آزادمنشی اش و برای اینکه ثابت کند که هدف فتح و جنگ و کشتار ندارد و تنها به عنوان پادشاهی که ملتش او را برای صلح پذیرفته اند قدم به بابل گذاشته است و در آنجا تاجگذاری نمود. او آمده بود تا به آنان آزادی اجتماعی و دینی و سیاسی بدهد. در همین حین کتیبه های شاهان همزمان او حاکی از برده داری و تکه تکه کردن انسان های بی گناه و بریدن دست و پای آنان خبر می دهد.



 
ویکتورهوگو:

هم چنان که کوروش در بابل عمل کرده بود ناپلئون نیز آرزو داشت از سراسر جهان یک تاج و تخت بسازد و از همه مردم گیتی یک ملت پدید آورد.
 

استخراج شده از وب سایت مشاهیر وچهره های ماندگارhttp://natali123.persianblog.ir

[ 1391/06/25 ] [ 07:14 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
. استخراج شده از:http://mandegar.tarikhema.ir
نویسنده :

زندگانی دکتر عبدالحسین زرین کوب  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

  • زندگینامه

عبد الحسین کوب، ، ، اسلام شناس، ، و نویسندۀ بزرگ معاصر، در ۲۷ اسفند ماه ۱۳۰۱ شمسی در بروجرد، چشم به جهان گشود.

تحصیلات ابتدایی را در زادگاهش به پایان برد. سپس در کنار تحصیل در دوره متوسطه به تشویق و ترغیب پدر که مردی متدین بود، اوقات فراغت را صرف فراگیری علوم دینی و حوزه ای نمود و ضمن تحصیل فقه و تفسیر و ادبیات عرب، به شعر عربی هم علاقمند شد. گرچه تا پایان سال پنجم متوسطه در رشته علمی تحصیل می کرد با این حال کمتر کتاب تاریخ و فلسفه و ادبیاتی بود که به زبان فارسی منتشر شده باشد و او آن را مطالعه نکرده باشد. به دنبال تعطیلی کلاس ششم متوسطه در تنها دبیرستان شهر برای ادامه تحصیل به تهران آمد و رشته ادبی را برگزید و در سال ۱۳۱۹ تحصیلات دبیرستانی را به پایان برد و با وجود آنکه کتابهای سالهای چهارم و پنجم متوسطه ادبی را قبلاً نخوانده بود در میان دانش آموزان رشته ادبی سراسر کشور، رتبه دوم را به دست آورد.

با بازگشایی مجدد دانشگاهها در سال ۱۳۲۰، دکتر در امتحان ورودی دانشکده حقوق شرکت کرد. با آنکه پس از کسب رتبه اول ،در دانشکده ثبت نام هم کرده بود، اما به الزام پدر، ناچار به ترک تهران شد. در همان ایام، علی اکبر دهخدا که ریاست دانشکده حقوق را به عهده داشت، از اینکه چنین دانشجوی فاضلی را از دست می داد، اظهار تأسف کرده بود.

زندگانی دکتر عبدالحسین زرین کوب  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

پس ازترک دانشکده حقوق به زادگاه بازگشت و در خرم آباد و بعد در بروجرد به کار معلمی پرداخت، کاری که به تدریج علاقه جدی بدان پیدا کرد.در دوران معلمی، از تاریخ و جغرافیا و ادبیات فارسی گرفته تا عربی و فلسفه و زبان خارجی و حتی ریاضی و فیزیک و علم الهیات، را تدریس کرد.

سرانجام اشتیاق به تحصیل بار دیگر او را به دانشگاه کشاند.

در سال ۱۳۲۴، پس از آنکه در امتحان ورودی دانشکده علوم معقول و منقول و دانشکده ادبیات حایز رتبه اول شده بود، وارد رشته ادبیات فارسی دانشگاه تهران شد. به هر تقدیر، در سال ۱۳۲۷ به عنوان دانشجوی رتبه اول از دانشگاه فارغ التحصیل شد و سال بعد وارد دوره دکترای رشته ادبیات دانشگاه تهران گردید و در سال ۱۳۳۴ از رساله دکترای خود با عنوان (نقد الشعر، تاریخ و اصول آن) که زیر نظر بدیع الزمان فروزانفر تألیف شده بود با موفقیت دفاع کرد.

پس از اخذ درجه دکترا، از سوی استاد فروزانفر، برای تدریس در دانشکده علوم معقول و منقول دعوت شد و در سال ۱۳۳۵ یا رتبه دانشیاری، کار خود را دانشگاه تهران آغاز کرد و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت.

دکتر زرین کوب در سال ۱۳۳۰ در کنار عده ایی از فضلای عصر همچون عباس اقبال آشتیانی ،سعید نفیسی، دکتر معین،پرویز ناتل خانلری، غلامحسین صدیقی و عباس زریاب، برای مشارکت در طرح ترجمه مقالات دایرهٔ المعارف اسلام (E۱) طبع هلند، دعوت شد.

او در ایام تحصیل در تهران، چندی نزد حاج شیخ ابوالحسن شعرانی بپرداخت و با مباحث حکمت و فلسفه، آشنایی بیشتر یافت. از همان روزگار با فلسفه های معاصر غربی نیز آشنا شد و بعد به مطالعه در باب تصوف نیز علاقمند گردید. استاد که از قبل با زبانهای عربی، فرانسوی و انگلیسی آشنا شده بود در سالهای جنگ دوم جهانی، با کمک بعضی از صاحب منصبان ایتالیایی و آلمانی که در آن ایام در ایران به سر می بردند، به آموزش این دو زبان پراخت. در سال ۱۳۲۳ نخستین کتاب او به نام (فلسفه، شعر یا تاریخ تطور شعر و شاعری در ایران) در بروجرد منتشر شد، در حالی که در این هنگام، حدود چهار سال یا کمی بیشتر از تاریخ تالیف کتاب می گذشت.

زندگانی دکتر عبدالحسین زرین کوب  | عکس و تصاویر | www.Tarikhema.ir

وی که از زمان شروع تحصیلات دانشگاهی به عنوان دبیر در دبیرستانهای تهران به تدریس پرداخته بود. از سال ۱۳۲۸، سردبیری مجله هفتگی مهرگان را نیز عهده دار شد که با وجود وقفه هایی، این همکاری تا پنج سال تداوم یافت. در سال ۱۳۳۵ با رتبه دانشیاری، کار خود را در دانشگاه تهران آغاز و به تدریس تاریخ اسلام، تاریخ ادیان، تاریخ کلام و مجادلات فرق، تاریخ تصوف اسلامی و تاریخ علوم پرداخت. در همین سال، برای مدت کوتاهی نیز امور مربوط به انتشارات بنگاه ترجمه و نشر کتاب را به عهده گرفت. پس از دریافت رتبه استادی دانشگاه تهران (۱۳۳۹ ش)، دکتر زرین کوب چندی نیز در دانشسرای عالی تهران ونیز در دانشکده هنرهای دراماتیک تدریس کرد.

مدتی هم در موسسه لغت فرانکلین با مجتبی مینوی به همکاری مشغول شد. در این میان، یکچند سردبیری مجله راهنمای کتاب را پذیرفت (۱۳۴۲ ش)، و فصل خاصی برای ارائه ادبیات معاصر ایران در مجله به وجود آورد. با این حال همکاری وی با نشریات ادواری داخلی به اینجا محدود نمی شود و فعالیت علمی استاد در انتشار مجلاتی همچون سخن، یغما، جهان نو، دانش، علم و زندگی، مهر و فرهنگ ایران زمین، چشمگیر است.

در سالهای ۱۳۴۷ تا سال ۱۳۴۹ در آمریکا به عنوان استاد میهمان در دانشگاههای کالیفرنیا و پرنیستون به تدریس علوم انسانی پرداخت،سپس به دانشگاه تهران انتقال یافت و در دو گروه تاریخ و ادبیات مشغول به کار شد.

  • فعالیتها

سفرهای علمی متعدد استاد به اروپا، امریکا، جمهوریهای شوروی(سابق)، هند، پاکستان و کشورهای عربی، در دیدار از کتابخانه ها، موزه ها و موسسات علمی، و تهیه عکس از بعضی نسخه های خطی فارسی و عربی گذشته است. طی همین سفرها وی با جمعی از دانشمندان و نویسندگان بزرگ ایرانی و خارجی آشنائی نزدیک یافت.

دکتر زرین کوب در بسیاری از مجامع و مجالس علمی جهانی شرکت کرده و به عنوان نماینده ایران به ایراد سخنرانی پرداخته است. از این میان پنجمین کنگره اسلامی در بغداد، بیست و ششمین کنگره بین المللی شرقشناسان در دهلی نو، کنگره بین المللی علوم تاریخی در وین، کنگره تاریخ ادیان در ژنو، مجلس بزرگداشت حافظ شیرازی در دوشنبه تاجیکستان، کنگره بزرگداشت نظامی گنجوی در ایتالیا و بعدا در امریکا، مجمع عمومی سردبیران طرح تاریخ تمدن اقوام آسیای مرکزی در پاریس، کنگره بزرگداشت مولوی در مونیخ، کنگره جهانی بزرگداشت خواجوی کرمانی در کرمان، و کنگره همکاریهای اقوام آسیای مرکزی در تهران، تعدادی از این مجالس را شامل می شود.

دکتر زرین کوب در ۲۴شهریور ۱۳۷۸ به دلیل بیماریهای قلب و چشم درگذشت.

  • آثار

با کاروان حله، شعر بی دروغ، شعر بی نقاب، از کوچه رندان، سیری در شعر فارسی، سر نی، بحر در کوزه، پله پله تا ملاقات خدا، پیر گنجه در جست وجوی ناکجاآباد، از نی نامه (برگزیده مثنوی معنوی)، دو قرن سکوت، تاریخ ایران بعد از اسلام، فتح عرب در ایران (به زبان انگلیسی در تاریخ ایران کمبریج)، تاریخ مردم ایران (دو جلد)، روزگاران ایران، دنباله روزگاران ایران، روزگاران دیگر، ارزش میراث صوفیه، فرار از مدرسه، جست وجو در تصوف ایران، دنباله جست وجو در تصوف ایران، در قلمرو وجدان، شعله طور (درباره زندگی حلاج)، بنیاد شعر فارسی، ادبیات فرانسه در قرون وسطی، ادبیات فرانسه در دوره رنسانس، متافیزیک، شرح قصیده ترسائیه خاقانی، فن شعر ارسطو، ارسطو و فن شعر و …

  • برچیده از شبکه رشد

[ 1391/06/25 ] [ 07:12 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

*

دکتر محمد مصدق در سال 1261 هجری شمسی در تهران، در یک خانواده اشرافی بدنیا آمد. پدر او میرزا هدایت الله معروف به " وزیر دفتر " از رجال عصر ناصری و مادرش ملک تاج خانم ( نجم السلطنه ) فرزند عبدالمجید میرزا فرمانفرما و نوهً عباس میرزا ولیعهد و نایت السلطنه ایران بود. میرزا هدایت الله که مدت مدیدی در سمت " رئیس دفتر استیفاء " امور مربوط به وزارت مالیه را در زمان سلطنت ناصرالدین شاه به عهده داشت، لقب مستوفی الممالکی را بعد از پسر عمویش میرزا یوسف مستوفی الممالک از آن خود می دانست، ولی میرزا یوسف در زمان حیات خود لقب مستوفی الممالک را برای پسر خردسالش میرزا حسن گرفت و میرزا هدایت الله بعنوان اعتراض از سمت خود استعفا نمود. بعد از مرگ میرزا یوسف، ناصرالدین شاه میرزا هدایت الله را به کفالت امور مالیه و سرپرستی میرزا حسن منصوب کرد.
میرزا هدایت الله سه پسر داشت که محمد کوچکترین آنها بود. هنگام مرگ میرزا هدایت الله در سال 1271 شمسی محمد ده ساله بود، ولی ناصرالدین شاه علاوه بر اعطای شغل و لقب میرزا هدایت الله به پسر ارشد او میرزا حسین خان، به دو پسر دیگر او هم القابی داد، و محمد را " مصدق السلطنه " نامید. دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران کودکیش می نویسد: " چون مادرم پس از فوت پدر با برادرم میرزا حسین وزیر دفتر اختلاف پیدا کرد، با میرزا فضل الله خان وکیل الملک منشی باشی ولیعهد ( مظفرالدین شاه ) ازدواج نمود و مرا هم با خود به تبریز برد. در آن موقع من در حدود دوازده سال داشتم ... "
محمد خان مصدق السلطنه پس از اتمام تحصیلات مقدماتی در تبریز همراه پدر خوانده اش، که بعد از جلوس مظفرالدین شاه بر تخت سلطنت به سمت منشی مخصوص شاه تعیین شده بود، به تهران آمد. 
مصدق السلطنه با وجود سن کم در نخستین سالهای خدمت در مقام مستوفی گری خراسان کاملا در کار خود مسلط شد و توجه و علاقه عموم را به طرف خود جلب نمود. در باره خدمات او در خراسان افضل الملک در کتاب افضل التواریخ چنین می نویسد: " میرزا محمد خان مصدق السلطنه را امروز از طرف شغل مستوفی و محاسب خراسان گویند، لیکن رتبه و حسب و نسب و استعدا و هوش و فضل و حسابدانی این طفل یک شبه ره صد ساله می رود. این جوان بقدری آداب دان و قاعده پرداز است که هیچ مزیدی بر آن متصور نیست. گفتار و رفتار و پذیرائی و احتراماتش در حق مردم به طوری است که خود او از متانت و بزرگی خارج نمی شود، ولی بدون تزویر و ریا با کمال خفض جناح کمال ادب را درباره مردمان بجای می آورد و نهایت مرتبه انسانیت و خوش خلقی و تواضع را سرمشق خود قرار داده است". 
مصدق السلطنه بعد از مراجعت به تهران در اولین انتخابات دوره مشروطیت نامزد وکالت شد. او به نمایندگی از طبقه اعیان و اشراف اصفهان در اولین دوره تقنینیه انتخاب گردید؛ ولی اعتبار نامه او بدلیل این که سن او به سی سال تمام نرسیده بود رد شد. 
مصدق السلطنه در سال 1287 شمسی برای ادامه تحصیلات خود به فرانسه رفت و پس از خاتمه تحصیل در مدرسه علوم سیاسی پاریس به سویس رفت و در این مرحله به اخذ درجه دکترای حقوق نائل آمد. مراجعت مصدق به ایران با آغاز جنگ جهانی اول مصادف بود. بعد از مراجعت به ایران مصدق السلطنه با سوابقی که در امور مالیه و مستوفی گری خراسان داشت به خدمت در وزارت مالیه دعوت شد.  دکتر مصدق قریب چهارده ماه در کابینه های مختلف این سمت را حفظ می کند تا اینکه سرانجام در حکومت صمصام السلطنه به علت اختلاف با وزیر وقت مالیه ( مشار الملک ) از معاونت وزارت مالیه استعفا می دهد و هنگام تشکیل کابینه دوم وثوق الدوله مجدداً عازم اروپا می شود. 
دکتر مصدق در خاطرات خود از دوران اقامت در سویس که آنرا " وطن ثانوی " خود می خواند می نویسد: " در آنجا بودم که قرارداد وثوق الدوله بین ایران و انگلیس منعقد گردید.... تصمیم گرفتم در سویس اقامت کنم و به کار تجارت پردازم. مقدار قلیلی هم کالا که در ایران کمیاب شده بود خریده و به ایران فرستادم؛ و بعد چنین صلاح دیدم که با پسر و دختر بزرگم که ده سال بود وطن خود را ندیده بودند به ایران بیایم و بعد از تصفیه کارهایم از ایران مهاجرت نمایم. این بود که همان راهی که رفته بودم به قصد مراجعت به ایران حرکت نمودم..."  دکتر مصدق سپس شرح مفصلی از جریان مسافرت خود از طریق قفقاز به ایران داده و از آن جمله می نویسد چون کمونیستها بر این منطقه مسلط شده بودند، به او توصیه کرده بودند که دستهایش را با دوده سیاه کند تا کسی او را سرمایه دار نداند! دکتر مصدق اضافه می کند " به دستور ژنران قنسول ایران در تفلیس اتومبیلی تهیه نمودند که با پرداخت چهل هزار مناتت مرا به پتروسکی برساند و از آنجا از طریق دریا وارد مشهد سر ( بابلسر فعلی ) شویم. ولی چند ساعتی قبل از حرکت خبر رسید که کمونیستها دربند را تصرف کرده اند که از این طریق نیز مایوس شدم  و چون ناامنی در تفلیس رو به شدت می گذاشت از همان خطی که آمده بودم به سویس مراجعت کردم."
بعد از مراجعت دکتر مصدق به سویس، مشیرالدوله که به جای وثوق الدوله به نخست وزیری انتخاب شده بود، تلگرافی بعنوان مصدق السلطنه به سویس فرستاد و او را برای تصدی وزارت عدلیه به ایران دعوت کرد. دکتر مصدق تصمیم گرفت از راه بنادر جنوب به ایران مراجعت کند.
در مراجعت دکتر مصدق به ایران از طریق بندر بوشهر، پس از ورود به شیراز بر حسب تقاضای محترمین فارس و والیگری ( استانداری ) فارس منصوب شد و تا کودتای سوم اسفند 1299 در این مقام ماند و برای ایجاد امنیت و جلوگیری از تعدی قدمهای موثری برداشت.
با وقوع کودتای سید ضیا و رضا خان، دکتر مصدق تنها شخصیت سیاسی ایران بود که دولت کودتا را به رسمیت نشناخت و از مقام خود مستعفی گشت. پس از استعفا از فارس عازم تهران شد. ولی بنا به دعوت سران بختیاری به آن دیار رفت تا کابینه سید ضیا پس از 100 روز ساقط گردید.
با سقوط کابینه ضیا، وقتی قوام السلطنه به نخست وزیری رسید، دکتر مصدق را به وزارت مالیه ( دارائی ) انتخاب نمود که با قبول شرایطی همکاری خود را با دولت جدید پذیرفت.
با سقوط دوت قوام السلطنه و روی کار آمدن مجدد مشیرالدوله وقتی از مصدق خواسته شد که با سمت والی آذربایجان با دوت همکاری کند، با این شرط که ارتشیان تحت امر او در منطقه باشند، قبول کرد. از اواخر بهمن 1300 با اواسط سال 1301 این ماموریت را پذیرفت، ولی در اواخر کار بخاطر سرپیچی فرمانده قشون آذربایجان از اوامرش بدستور رضا خان سردار سپه، وزیر جنگ وقت، از این سمت مستعفی گشت و به تهران مراجعت کرد.
در خرداد ماه 1302 دکتر مصدق در کابینه مشیرالدوله به سمت وزیر خارجه انتخاب شد و با خواسته انگلیسیها برای دو ملیون لیره که مدعی بودند برای ایجاد پلیس جنوب خرج کرده اند بشدت مخالفت نمود و آب پاکی را بر دست وزیر مختار انگلستان ریخت.
پس از استعفای مشیرالدوله، سردار سپه به نخست وزیری رسید و دکتر مصدق از همکاری با این دولت خودداری ورزید.
دکتر مصق در دوره پنجم و ششم مجلس شواری ملی به وکالت مردم تهران انتخاب و در همین زمان که با صحنه سازی سلطنت خاندان قاجار منقرض و رضا خان سردار سپه و نخست وزیر فعلی به مقام پادشاهی رسید، او قاطعانه با این انتخاب به مخالفت برخاست. زمانیکه عمر مجلس ششم به پایان رسید و رضا شاه با دیکتاتوری مطلق فاتحه حکومت مشروطه و دمکراسی را خواند، دکتر مصدق طی سالیان دراز خانه نشین شد و در اواخر سلطنت پهلوی اول که همه رجال سابق یا از بین رفته بودند و یا دست بیعت به حکومت داده بودند، مصدق به زندان افتاد ولی پس از چند ماه آزاد شد و تحت نظر در ملک خود در احمد آباد مجبور به سکوت شد. رضا شاه در سال 1320 پس از اشغال ایران بوسیله قوای روس و انگلیس، از سلطنت برکنار گشت و به آفریقای جنوبی تبعید گشت و دکتر مصدق به تهران برگشت.
دکتر مصدق در انتخابات شور انگیز دوره 12 مجلس که پس از سقوط رضا شاه انجام شد، بار دیگر در مقام وکیل اول تهران قدم به مجلس نهاد و مورد تجلیل تمام ملت ایران قرار گرفت.
در انتخابات دوره 15 مجلس بخاطر مداخلات نامشروع قوام السلطنه ( نخست وزیر ) و شاه مانع شدند تا دکتر مصدق قدم بمجلس بگذارد و انگلیسیها بتوانند قرارداد تحمیلی سال 1933 دوره رضا شاه را که بمدت 60 سال حقوق ملت ایران را از نفت جنوب ضایع می ساخت، در دولت ساعد مراغه ای تنفیذ سازند. خوشبختانه بر اثر فشار افکار عمومی مقصود انگلیسیها تامین نشد و عمر مجلس پانزدهم  سر رسید. در همین دوران بود که دکتر مصدق و همراهان وی اقدام به پایه گذاری جبههً ملی ایران را نمودند ( 1328 ).
بر خلاف انتظار انگلیسی ها، در انتخابات مجلس 16 با همه تقلبات و حمایت شاه و دربار صندوقهای ساختگی آرا تهران باطل شد و هژیر وزیر دربار دست نشانده والاحضرت اشرف بقتل رسید و در نوبت دوم انتخابات، دکتر مصدق و گروهی از یارانش که هنوز دو سه نفری از آنها راه خیانت در پیش نگرفته بودند، بمجلس راه یافتند؛ که در همین مجلس پس از کشته شدن سپهبد رزم آرا، طرح ملی شدن صنایع نفت جنوب به رهبری دکتر مصدق تصویب شد و اندکی بعد در شور و اشتیاق عمومی دکتر مصدق به نخست وزیری رسید تا قانون ملی شدن صنعت نفت را به اجرا در آورد.
در اردیبهشت ماه سال 1330 دکتر مصدق با تکیه به رای اعتماد اکثر نمایندگان مجلس به نخست وزیری رسید. نخستین اقدام دکتر مصدق پس از معرفی کابینه، اجرای طرح ملی شدن صنعت نفت بود.
بدنبال شکایت دولت انگلیس از دولت ایران و طرح شکایت مزبور در شورای امنیت سازمان ملل، دکتر مصدق عازم نیویورک شد و به دفاع از حقوق ایران پرداخت. سپس به دادگاه لاهه رفت و در احقاق حق ملت ایران به پیروزی دست یافت. در بازگشت به ایران سفری نیز به مصر کرد و در آنجا مورد استقبال پر شکوه ملت مصر قرار گرفت.
انتخابات دروه هفدهم مجلس بخاطر دخالتهای ارتشیان و دربار به تشنج کشید و کار بجایی رسید که پس از انتخاب 80 نماینده، دکتر مصدق دستور توقف انتخابات حوزه های باقی مانده را صادر کرد. 
دکتر مصدق برا ی جلوگیری از کارشکنیهای ارتش درخواست انتقال وزارت جنگ به دولت را از شاه نمود. که این درخواست از طرف شاه رد شد. به همین دلیل دکتر مصدق در 25 تیرماه 1331 در مقام نخست وزیری استعفا میکند. 
یکروز بعد، مجلس قوام السلطنه را به نخست وزیری انتخاب کرد و قوام السلطنه با صدور بیانیه شدید الحنی نخست وزیری خود را اعلام نمود. 
مردم ایران که از برکناری دکتر مصدق شدیدا خشمگین بودند، در پی چهار روز تظاهرات و قیامهای پیوسته در حمایت از دکتر مصدق، موفق به ساقط کردن دولت قوام گردیدند، و در 30 تیر 1331 دکتر مصدق بار دیگر به مقام نخست وزیری ایران رسید.
در روز 9 اسفند ماه 1331 دربار با کمک عده ای از روحانیون، افسران اخراجی و اراذل و اوباش تصمیم به اجرای طرح توطئه ای بر علیه مصدق کردند تا او را از بین ببرند. نقشه از این قرار بود که شاه در آن روز به عنوان سفر به اروپا از پایتخت خارج شود و اعلام دارد که این خواسته دکتر مصدق است ( برای اطلاعات بیشتر لطفا به کتاب " خاطرات و تالمات دکتر مصدق" بقلم خود ایشان مراجعه کنید). ارازل و اوباش نوکر دربار هم به بهانه جلوگیری از سفر شاه در مقابل کاخ شاه تظاهرات برپا کنند و هنگام خروج دکتر مصدق از دربار وی را بقتل برسانند. ولی از آنجائیکه مصدق از نقشه اطلاع یافت توانست جان سالم بدر برد و توطئه با شکست روبرو گشت. 
سرتیپ افشار طوس رئیس وفادار شهربانی دکتر مصدق، بوسیله عمال دربار و افسران اخراجی به طرز وحشیانه ای بقتل رسید. 
بعلت اختلافات شدید مجلس با دولت دکتر مصدق، و بدنبال استعفای بسیاری از نمایندگان مجلس ،دولت اقدام به برگذاری همه پرسی در سطح کشور نمود تا مردم به انحلال یا عدم انحلال مجلس رای دهند. در این همه پرسی که البته به خاطر همزمان نبودن زمان انتخابات در تهران و شهرستانها، و همچنین جدا بودن محل صندوقهای مخالفان و موافقان انحلال مجلس مورد انتقاد بسیاری از منتقدان قرار گرفت؛ در حدود دو میلیون ایرانی به انحلال مجلس رای مثبت دادند و مجلس در روز 23 مرداد 1332 راسما انحلال یافت. 
در روز 25 مرداد 1332 طبق نقشه ای که سازمانهای جاسوسی آمریکا و انگلیس برای براندازی دولت مصدق کشیده بودند، شاه دستور عزل دکتر مصدق را صادر نمود و رئیس گارد سلطنتی خویش، سرهنگ نصیری را موظف نمود تا با محاصره خانه نخست وزیر فرمان را به وی تحویل دهد. همچنین نیروهایی از گارد سلطنتی مامور بازداشت عده ای از وزرای دکتر مصدق گشتند. ولی نیروهای محافظ نخست وزیری با یک حرکت غافلگیر کننده رئیس گارد سلطنتی و نیروهایش را خلع سلاح و بازداشت نمودند و نقشه کودتای 25 مرداد به شکست انجامید.
در روز 28 مرداد ماه 1332 دولتین آمریکا و انگلیس با اجرای نقشه دقیقتری دست به کودتای دیگری علیه دولت ملی دکتر مصدق زدند که اینبار باعث سقوط دلت مصدق گشت. در این روز سازمان سیا با خریدن فتوای برخی از روحانیون و همچنین دادن پول به ارتشیان، اراذل و اوباش تهران آنها را به خیابانها کشانید. بدلیل خیانت رئیس شهربانی و بی توجهی رئیس ستاد ارتش دولت مصدق، کودتاچیان توانستند به آسانی خود را به خانه دکتر مصدق برسانند و پس از چندین ساعت نبرد خونین گارد محافظ نخست وزیری را نابود کنند و خانه وی را پس از غارت کردن به آتش بکشانند. ولی دکتر مصدق موفق شد به همراه یاران خود از نردبان استفاده کند و به خانه همسایه پناه ببرد. در این کودتا گروهی از یاران سابق دکتر مصدق نیز به بهانه مخالفت با مصدق با اجانب همکاری نمودند! همچنین شایان ذکر است که اعضای حزب کمونیست توده که در روزهای 26 و 27 مرداد به بهانه هواداری از دکتر مصدق دست به اغتشاشات می زدند، در روز 28 مرداد هیچ عملی بر ضد کودتای آمریکائیان انجام ندادند. 
در روز 29 مرداد دکتر مصدق و یارانش خود را به حکومت کودتا به رهبری ژنرال زاهدی تسلیم کردند. 
در دادگاهی نظامی، دکتر مصدق با برملا کردن اسرار کودتای 25 و 28 مرداد چهره کودتاچیان را نزد جهانیان رسوا ساخت. در پایان دادگاه وی را به 3 سال زندان محکوم کردند و پس از گذراندن 3 سال زندان، دکتر مصدق به ملک خود در احمد آباد تبعید گشت و تا آخر عمر تحت نظارت شدید بود.
در سال 1342 همسر دکتر مصدق، خانم ضیاالسلطنه، در سن 84 سالگی درگذشت و دکتر مصدق را بیش از پیش در غم فرو برد. حاصل ازدواج وی و دکتر مصدق 2 پسر و 3 دختر بود.
در 14 اسفند ماه 1345 دکتر محمد مصدق بدلیل بیماری سرطان، در سن 84 سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر مطهر وی در یکی از اتاقهای خانه اش در احمد آباد به خاک سپرده شد.
یادش گرامی
http://natali123.persianblog.ir

[ 1391/06/25 ] [ 07:06 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
زندگی نامه آتاترك

این نگاره توسط اِنی کاظمی در تاریخ ۱۵م شهریور، ۱۳۸۹ و در دسته "مشاهیر + مشاهیر ترکیه + مشاهیر ملل" ارسال شده است.
نویسنده :

، مصطفی کمال پاشا (۱۲۹۸ـ۱۳۵۷ق/۱۸۸۱ـ۱۹۳۸م)، افسر و سیاستمدار ترک، پایه‌گذار جمهوری ترکیه و نخستین رئیس ان (۱۳۴۲ـ۱۳۵۷ق/۱۹۲۳ـ ۱۹۳۸م). وی در سالونیک زاده شد. این هر در گذشته تابع امپراتوری عثمانی بود و اکنون جزء یونان است و تسالونیکی نامیده می‌شود. پدرش علیرضا، کارمند گمرک سالونیک، در کودکیِ پسر درگذشت و مادرش زبیده، او را به روستای زادگاهش نزد برادر خویش برد، اما مصطفی به سالونیک بازگشت و مدرسة ابتدایی را به پایان برد و در همانجا وارد دبیرستان نظام شد (۱۳۱۱ق/۱۸۹۳م). هوش و ادراکش خوب و حافظه‌اش نیرومند بود و در ریاضیات استعداد ویژه‌‌ای از خویش نشان داد و به همین جهت معلم ریاضیات آن دبیرستان که نیز مصطفی نام داشت، لقب کمال را به نام وی افزود. در ۱۳۱۳ق/۱۸۹۵م دبیرستان نظام را به پایان برد و وارد مدرسة نظامی موناستر (اکنون بیتولا ، جزء یوگسلاوی) شد و آن را نیز به پایان آورد. در ۱۳۱۷ق/۱۸۹۹م به آموزشگاه نظامی استانبول رفت و در ۱۳۲۰ق/۱۹۰۲م با درجة ستوان یکمی از آن بیرون آمد. سپس در دانشگاه جنگ در رستة پیاده به آموزش ادامه داد. در ۱۳۲۳ق/۱۹۰۵م این دوره را نیز با موفقیت به پایان رساند و با درجة سروانی، مأمور خدمت در هنگ مستقر در دمشق گردید. در آنجا به همراهی تنی چند از دوستانش، جمعیت سرّی «وطن و حرّیّت» را بنیاد نهاد. فعالیت این جمعیت گسترش نیافت و چون مصطفی در شعبان ۱۳۲۵ق/ سپتامبر ۱۹۰۷م به سالونیک بازگشت، مانند بسیاری از دوستان خویش به جمعیت «اتحاد و ترقی» (ه‍ م) پیوست. این جمعیت در سراپای نیروهای مسلح عثمانی شاخه دوانده بود، اما مصطفی طی این سالها در این سازمان فعالیت چندانی نداشت.
در ۱۳۳۰ق/۱۹۱۱م نیروهای ایتالیایی به طرابلس لیبی که در آن زمان تابع عثمانی بود حمله بردند و مصطفی به کمک گروههایی از مردم بومی، حملات پارتیزانی موفقیت‌آمیزی را برضد آن نیروها سازمان داد. او در همین سال به درجة سرگردی رسید. در ۱۳۳۱ق/۱۹۱۲م کار دفاع از شبه جزیرة گلیبولو (گالیپولی) که به لحاظ استراتژیک یک منطقة مهم به شمار می‌رفت، برعهدة وی قرار گرفت. در ۱۳۳۲ق/۱۹۱۳م به عنوان وابستة نظامی به صوفیه فرستاده شد و در اینجا بود که او با مظاهر تمدن اروپایی آشنا گشت و شیفتة آن شد. در همین سال به درجة سرهنگی ارتقا یافت.
در آغاز جنگ جهانیِ اول، مصطفی کمال به فرماندهی لشکر نوزدهم در چَناق قلعه (استانی در شمال غربی ترکیه) منصوب شد. او دوبار در گلیبولو مانع پیشرفت نیروهای انگلیسی شد و به همین مناسبت در جراید عثمانی به «منجی استانبول» شهرت یافت. در ۱۳۳۵ق/۱۹۱۶م به هنگام خدمت در جبهة خاوری مانع پیشرفت نیروهای روسیه به سوی جنوب گشت و به درجة سرتیپی ترفیع یافت. در ۱۳۳۶ق/۱۹۱۷م وحیدالدین ولیعهد عثمانی را طیّ یک سفر رسمی به آلمان همراهی کرد. در بازگشت به استانبول بیمار شد و برای درمان و استراحت به وین و کارلزباد (کارلووی وریِ کنونی جزو چکسلواکی) رفت. در اینجا او بیش از گذشته با تمدن اروپایی آشنا و بدان دلباخته شد.
در ذیقعدة ۱۳۳۶ق/اوت ۱۹۱۸م به فرماندهی ارتش هفتم عثمانی که در فلسطین مستقر بود، منصوب شد؛ اما وقتی پست فرماندهی را تحویل گرفت، جنگ با نیروهای انگلیسی تقریباً پایان یافته بود و این نیروها بی‌آنکه با پایداریِ چندانی برخورد کنند، به سوی شمال پیش می‌رفتند. مصطفی کمال با نیروهای خویش به سوی حلب واپس نشست. و در غرب این شهر توانست مانع پیشروی انگلیسیها شود. پس از عقد پیمان مندرس (ه‍ م) در ۲۴ محرم ۱۳۳۷ق/۳۰ اکتبر ۱۹۱۸م، افسران و فرماندهان آلمانی که در ارتش عثمانی خدمت می‌کردند، به کشور خویش بازگشتند و فرماندهی کلیة نیروهای جبهة جوب خاوری به عهدة مصطفی کمال واگذار شد. در صفر ۱۳۳۸ق/نوامبر ۱۹۱۹م از این مقام بر کنار گشت و به استانبول فرستاده شد.
طبق پیمان مُندرُس، حاکمیت بر بخش وسیعی از سرزمینهای زیر تسلط دولت عثمانی به دولتهای متفق سپرده شده و افزون بر آن، دولت عثمانی از حق داشتن ارتش محروم گشته بود؛ اما پس از آن، شایعاتی حاکی از توافق محرمانة دولتهای متفق بر سر تقسیم متصرفات عثمانی پراکنده شد. در چنین احوالی جمعیتهای بسیاری با هدفهای گوناگون تشکیل یافتند. اقلیتهای ملی با استفاده از ضعف حکومت مرکزی، به عزم کسب استقلال، سازمانهایی پدید آوردند. جمعیتهای دیگر برپایة اندیشة نژادگرایی ترک و زیر عنوان دفاع از حقوق، به نامهای «جمعیت دفاع از حقوق در شرق آناتولی»، «تشکیلات جنبش ملّی ردّ الحاق» و «جمعیت حمایت از حقوق در طَرابوزان» تشکیل یافتند و به مخالفت با دولت متزلزلِ عثمانی برخاستند. کار این جمعیتها، مبارزه با استقلال‌طلبی اقلیتهای قومی و ایستادگی در برابر جریان تجزیة کشور بود. در برابر تشکیلات اقلیتهای قومی و جمعیتهای نژادگرا، احزابی نیز با هدف حمایت از حکومت عثمانی، به نامهای «حزب صلح و رستگاری عثمانی»، «جمعیت تعالی اسلام» و «حزب آزادی و ائتلاف» سازمان یافتند.
مجموعة این احوال دولت ترکیه را در موقعیت نامناسبی قرار داده بود. محافل حاکمة‌ عثمانی چارة کار را در آن می‌یافتند که برای ادامة تسلط خویش بر مردم، کشور را تحت‌الحمایة انگلستان سازند؛ اما گروهی از معروف‌ترین روشنفکران ترک، و از آن میان جمعی از روزنامه‌نگاران، در جهت نزدیکی به ایالات متحده و پذیرش قیمومت آن بر دولت عثمانی به تبلیغ پرداختند. هدف هر دو گروه این بود که با جلب نظر و تأمین منافع یک قدرت بزرگ خارجی، کشور را در وضع جغرافیایی گذشتة آن نگه دارند. در برابر این دو گروه، کسان دیگری که مصطفی کمال سخنگوی آنان شده بود، بر آن بودند که حفظ سرزمینهای امپراتوری عثمانی ممکن نیست و باید دولت تازه‌آی بر پایة پیوندهای ملی تشکیل شود. وی در همین زمینه با برخی افراد عالی‌رتبه و از جمله سلطان و وزیرانش گفت‌وگو کرد، اما آنان دیدگاههایش را نپذیرفتند. آنگاه مصطفی با جمعی از یاران خویش، یعنی فرماندهانی که از پیمان آتش بسِ مندرس و به ویژه مواد مربوط به انحلال ارتش خشمگین بودند، به گفت‌وگو پرداخت و موافقت ایشان را با دیدگاههای خود جلب کرد.
در ۱۴ شعبان ۱۳۳۷ق/۱۵ مة ۱۹۱۹م نیروهای یونانی اِزمیر را اشغال کردند. در این هنگام مصطفی کمال به سمت بازرس ارتش سوم در اَرزْروم منصوب گشت و از سوی سلطان قدرتی بالاتر از قدرت همة مقامات کشوری و لشکری به وی واگذار شد. مصطفی به کار پرداخت. در آماسیه با توافق فرماندهان نظامی محل، طیّ بخشنامه‌ای به تاریخ ۲۳ رمضان/۲۲ ژوئن از نیروهای ارتش خواست که به تقویت خود پردازند و به موادّ پیمان آتش‌بس دایر بر انحلال ارتش اعتنا نکنند. وی همچنین اعلام کرد که به منظور اتخاذ یک تصمیم ملی، کنگره‌ای در سیواس با شرکت ۳ نفر از هر استان تشکیل خواهد شد. همچنین به کلیة مقامات لشکری و کشوری اخطار کرد که باید تنها از خود وی دستور بگیرند. فرماندهان ارتش از فرمانهای وی با خشنودی استقبال کردند، زیرا نجات ارتش از انحلال، در گرو اطاعت از همین فرمانها بود، اما گروهی از کارمندان غیرنظامی کوشیدند در برابر نقشه‌های مصطفی کمال ایستادگی کنند. از این رو، ارتش دوایر پست و تلگراف را در آسیای صغیر زیر کنترل گرفت و همه را به فرمانبری مجبور ساخت.
مصطفی کمال طیّ سفر به سوی سیواس، با گروهی از شخصیتهای برجستة شهرها و قصبات میان راه گفت‌وگو کرد و دیدگاههای خود را برای آنان شرح داد. در سیواس نیز با گروهی از رجال متفّذ شهر به گفت‌وگو پرداخت. حکومت عثمانی که از اقدامات مصطفی کمال ناخشنود بود، به وی دستور داد به استانبول بازگردد. مصطفی به این دستور اعتنایی نکرد و روانة ارزروم شد، و گرچه مقامات کشوری و لشکری ارزروم فرمان بازداشت او را داشتند، آزادانه وارد شهر شد. در ۹ شوال / ۸ ژوئیه او کناره‌گیری خود را از ارتش اعلام کرد و در ۲۴ شوال / ۲۳ ژوئیه به عنوان یک نمایندة ساده وارد کنگرة ارزروم گردید که به دعوت جمعیت «دفاع از حقوق در شرق آناتولی» تشکیل شده بود. وی به ریاست آن برگزیده شد. به پیشنهاد مصطفی کمال، کنگره متن منشور ملی را که طی آن تمامیت ارضی کشور و ضرورت ادامة جنبش ملی تأیید می‌شد، تصویب کرد. در این کنگره که جلسات آن ۱۴ روز به درازا کشید، همچنین یک کمیتة ۹ نفری برگزیده شد که مصطفی کمال در رأس آن نیز قرار داشت. وی از آنجا به سیواس رفت و در ۱۲ ذیحجه / ۴ سپتامبر کنگرة ملی سیواس را گشود و در آنجا به عنوان رئیس کنگره برگزیده شد. کنگرة سیواس کلیة مصوبات نگرة ارزروم را تأیید کرد و طرح قیمومت ایالات متحده بر عثمانی را رد کرد. مصطفی کمال همچنین در برابر گروهی که استقرار یک دولت جداگانه در آناتولی را هدف خود ساخته بودند، ایستادگی ورزید و پیشنهاد کرد کلیة جمعیتهای محلیِ «دفاع از حقوق»، زیر نام «جمعیت دفاع از حقوق در آناتولی و روم ایلی» متحد شوند. کنگره پیشنهاد وی را پذیرفت. مقامات حکومت عثمانی همچنان فعالیتهای مصطفی کمال و یاران او را، به عنوان اقدامات آشوبگرانه، مخالف قانون می‌شمردند.
در ۴ ربیع‌الثانی / ۲۷ دسامبر، مصطفی کمال مرکز مبارزه را به آنکارا منتقل ساخت. در این فاصله، طیّ انتخابات عمومی اعضای مجلس نمایندگان، طرفداران مصطفی اکثریت قاطعی به دست آوردند و اصول منشور ملی را به تصویب مجلس رساندند. در ۲۴ جمادی‌الثانی ۱۳۳۸ق/۱۶ مارس ۱۹۲۰م نیروهای انگلیس استانبول را اشغال کردند و مجلس نمایندگان را منحل ساختند. مصطفی از اشغال پایتخت عثمانی و به ویژه منحل ساختن مجلس، در جهت وصول به اهداف خویش استفاده کرد. وجود پایتخت و مجلس ملی رسماً مستقل، مانع از آن بود که وی بتواند با تشکیل دولت در نقطه‌آی دیگر، به موفقیت نزدیک شود. بدین‌ترتیب، پس از انجام یک انتخابات دیگر، وی در ۴ شعبان / ۲۳ آوریل نخستین مجلس بزرگ ترکیه را در آنکارا گشود و خود به ریاست آن برگزیده شد. به پیشنهاد مصطفی کمال قانونی به تصویب رسید که مطابق آن، نام کشور به ترکیه تغییر یافت و تصریح گردید که حق حاکمیت و نیروی اجرایی، توسط مجلس بزرگ ملی و از جانب ملت اعمال خواهد شد. مطابق همان قانون، مصطفی کمال علاوه بر ریاست مجلس، مقام نخست‌وزیری و ریاست کشور را نیز به دست آورد. در ۲۲ شعبان ۱۳۳۸ق/۱۱ مة ۱۹۲۰م دولت استانبول، مصطفی کمال را به مرگ محکوم کرد، اما وی عملاً بر قسمتهای بزرگی از کشور حاکم گشته بود و مقاومتهایی نیز که در برابر حاکمیت او در گوشه و کنار کشور صورت می‌گرفت، به زودی توسط نظامیان سرکوب گردید. در شرق، ارمنیها و گرجیها که پرچم استقلال برافراشته بودند، به سختی سرکوب شدند و در نتیجة میانجیگری روسیة شوروی، پیمانی با نمایندگان آن ۲ اقلیت به امضا رسید که ایشان را به اطاعت از دولت آنکارا مجبور می‌ساخت. از سوی دیگر پس از کشمکشهای بسیار، نیروهای فرانسوی در جنوب، سرزمینهای ترکیه را تخلیه کردند و به سوریه واپس نشستند و حکومت آنکارا را به رسمیت شناختند. در ۲۵ ذیقعدة ۱۳۳۸ق/۱۰ اوت ۱۹۲۰م انگلیسیها دولت عثمانی را به امضای پیمان سور وادار ساختند. به موجب این پیمان به ارتش یونان اجازه داده می‌شد که منطقة اشغالی خود را گسترش دهد. دولت آنکارا اعلام کرد که این قرارداد را به رسمیت نمی‌شناسد. در ۳۰ ذیقعدة ۱۳۳۹ق/۵ اوت ۱۹۲۱م مجلس ملی مصطفی کمال را به فرماندی کل قوا برگزید. در ۲۱ ذیحجة ۱۳۳۹/۲۶ اوت ۱۹۲۲م پس از یک حملة همه جانبه که طرح و اجرای آن زیرنظر مستقیم مصطفی کمال صورت گرفت،‌ارتش یونان شکست خورد و مجبور گشت طیّ مدت ۲ هفته، کاملاً از آناتولی واپس نشیند. پس از این پیروزی قطعی و با میانجیگری دولتهای متفق، قراردادِ ترک مخاصمه میان ترکیه و یونان به امضا رسید که بر مبنای آن، یونانیها همة سرزمینهای ترکیه را تخلیه کردند. انگلیسیها نیز چناق قلعه و استانبول را، که در اشغال خود داشتند، به دولت مصطفی کمال سپردند. در ۱۱ ربیع‌الاول ۱۳۴۱ق/اول نوامبر ۱۹۲۲م مجلس بزرگ ملی به پیشنهاد مصطفی کمال، سلطنت را از خلافت جدا اعلام کرد و به انقراض سلطنت رای داد. در نتیجه وحیدالدین آخرین سلطان عثمانی کشور را ترک کرد و پسر عمومی او عبدالمجید دوم (د ۱۳۶۴ق/۱۹۴۴م) به عنوان اولین و آخرین خلیفه‌ای که از امتیازات سلطنت برخوردار نبود، منصوب گردید. کنفرانس لوزان نیز در ۱۰ ذیحجة ۱۳۴۱ق/۲۴ ژوئیة ۱۹۲۳م تمامیت ارضی ترکیه و استقلال کامل آن را اعلام داشت.
مصطفی کمال پس از قرار یافتن بر مسند حکومت، به جای «جمعیت دفاع از حقوق در آناتولی و روم ایلی» حزب جمهوریخواه خلق را تأسیس کرد و خود به رهبری آن برگزیده شد. در نتیجة انتخابات عمومی که پس از امضای قرارداد لوزان انجام شد، این حزب به عنوان یگانه حزب سیاسی ترکیه، کنترل کامل حکومت را به دست گرفت. در ۱۸ ربیع‌الاول ۱۳۴۲ق/۲۹ اکتبر ۱۹۲۳م، مصطفی کمال به عنوان نخستین رئیس‌جمهوری ترکیه انتخاب گردید و در ۲۴ رجب ۱۳۴۲ق/ اول مارس ۱۹۲۴م طی نطقی در مجلس بزرگ ملی خواستار الغای خلافت شد. مجلس ملی در ۲۶ رجب ۱۳۴۲ق/۳ مارس ۱۹۲۴م به الغای خلافت رأی داد و بدین‌سان حکومت دینی و دنیوی ۶۰۰ سالة آل عثمان برافتاد و همة اعضای خاندان عثمانی از ترکیه اخراج گشتند. پس از آن مصطفی کمال کوشید دگرگونیهای گسترده‌ای در سراپای نظام فرهنگی و حقوقی کشور نیز پدید آورد.کلیة مراکز دراویش را برانداخت. تعطیل همة مکتب‌خانه‌ها و مدارس کشور را که عمدتاً زیرنظر روحانیون یا توسط آنها اداره می‌شد، اعلام داشت و مدارس غیرمذهبی تأسیس کرد. به جای قوانین فقه اسلامی، قوانین مدنی و جزایی تازه‌ای بر پایة نظامات حقوقی اروپایی وضع کرد و پوشیدن لباسهای شرقی را ممنوع ساخت و نمونه‌های لباس اروپایی را جانشین آن گردانید. رقص و تفریحات اروپایی نظیر آن را تشویق کرد و در هیچ‌یک از این موارد از توسل به خشونتِ سختگیرانه خودداری نورزید.
گروهی از دوستان مصطفی کمال که با روشهای خشن او در امر دگرگون‌سازی اجتماعی کشور موافق نبودند، «حزب جمهوریخواه مترقی» را بنیاد نهادند. در برخی نقاط نیز مقاومتهایی در برابر نقشه‌های مصطفی کمال صورت گرفت. در اواخر رجب ۱۳۴۳ق/ نیمه‌های فوریة ۱۹۲۵م، یکی از رهبران مذهبی شرق ترکیه به نام شیخ سعید، جنبشی برضد دگرگون‌سازی برپا ساخت. در ازمیر، گزارشهایی دربارة کشف توطئه‌ای به منظور ترور مصطفی کمال پراکنده شد و اخباری نیز در مورد یک سلسله تلاشهای محلی به قصد شورش برضدّ تبدیل کلاه منتشر شد. مصطفی کمال رهبران همة این جنبشها را به سختی کیفر داد، حزب جمهوریخواه مترقی را منحل ساخت و همچنان با توسل به خشونت، برنامة دگرگون‌سازی خود را دنبال کرد. وی تساوی کامل زن و مرد و از جمله برابری آنان را در حقّ انتخاب کردن و انتخاب شدن اعلام داشت. در ۲۱ صفر ۱۳۴۷ق/۹ اوت ۱۹۲۸م حروف لاتین را به جای حروف عربی که قرنهای دراز مورد استفادة جامعة ترک بود، متداول ساخت. همچنین کوشید موسیقی کلاسیک غربی و نیز فنّ تئاتر را در ترکیه رواج دهد. در ۱۳۴۹ق/۱۹۳۰م با اعطای اجازة تأسیس حزب جمهوریخواه آزاد، بار دیگر تلاش کرد نظام چند حزبی را در کشور معمول سازد، اما اینت حزب به زودی مرکز فعالیت مخالفان وی گردید و به همین علت به سرنوشت حزب جمهوریخواه مترقی دچار شد. مصطفی کمال همچنین برنامة گسترده‌ای به منظور پژوهش در باب زبان و تاریخ کهن ترکیه آغاز کرد و کوشید پیوندهای ملی را در جامعة ترک، جانشین پیوندهای دینی سازد. در ۱۳۵۲ق/۱۹۳۳م قانونی از مجلس گذراند که مطابق آن، کاربرد نام خانوادگی اجباری گشت. مجلس بزرگ ملی به خود مصطفی کمال، نام «آتاتورک» (پدر ترکها» داد و این نام به زودی آن قدر شهرت یافت که جانشین نام پیشین او گردید. در عرصة اقتصادی مصطفی کمال نخست کوشید با تکیه بر سرمایه‌های داخلی، کشور را صنعتی کند، اما توفیقی نیافت. سپس برنامة استقرار نوعی سوسیالیسم دولتی را در پیش گرفت و باز هم با ناکامی روبه‌رو گشت. کوششهای مصطفی کمال در جهت نشر فرهنگ اروپایی، تنها از جانب جمعی از کارمندان دولت و اقلیتی از مردمان مرفه شهرها با استقبال روبه‌رو شد.
مصطفی کمال سالهای پایان عمر خود را در نومیدی گذراند. در محرم ۱۳۵۷ق/۱۹۳۸م به سختی بیمار شد و در ۱۶ رمضان / ۱۰ نوامبر همان سال درگذشت.

مآخذ: آمریکانا؛ اسلام آنسیکلوپدیسی؛ ایگدمیر، اولوغ و دیگران، آتاتورک، ترجمة حمید لطفی، تهران، مؤسسة عمران منطقه‌ای، ۱۳۴۸ش؛ اینترنشنال؛ بریتانیکا؛ رابینسون، ریچارد، جمهوری اول ترکیه، ترجمة ایرج امینی، تهران، کتابفروشی تهران،‌۱۳۵۶ش، جم‍ ؛ نخجوان، محمد، جنگ ترکیه و یونان یا جنگ استقلال ترکیه (۱۹۱۹ـ۱۹۲۲)، تهران، ۱۳۱۹ش، جم‍ ؛ نیز:

منبع: 

www.pnu-club.com
[ 1391/06/25 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

عکسهای منتخب سال ۹۱


[ 1391/06/24 ] [ 11:48 ق.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

عکسهایی از جاده های رویایی


[ 1391/06/24 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]

 

عشق در تصویر

عشق در تصویر


[ 1391/06/24 ] [ 11:37 ق.ظ ] [ شهاب صفایی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By SibTheme :.

تعداد کل صفحات : 44 :: 1 2 3 4 5 6 7 ...

درباره وبلاگ

آدرس وبلاگ های همكار:
http://analia2012.blogfa.com
http://www.roomfa.ir/login.php


نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نظر سنجی
كدامیك را بیشتر می پسندید










موضوعات وب
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

سیب تم

سیب تم


دریافت كد ساعت

سیب تم

سیب تم

قالب وبلاگ

سیب تم

سیب تم


Top Blog
وبلاگ برتر در تاپ بلاگر


سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
Susa Web Tools
Susa Web Tools
Susa Web Tools
Susa Web Tools
سوسا وب تولز - ابزار رایگان وبلاگ
SusaWebTools